Category: تله پیشرفت

تله پیشرفت ۲ :: پیشرفت به روایت دوره ویکتوریا

تمدن ما که بسیار از اجدادش را طبقه بندی می کند، کشتی عظیمی است که با سرعت رو به آینده دارد. این کشتی سریع تر، دورتر و سنگین تر از هر زمانی تا کنون سفر می کند. ما شاید که قادر نباشیم هر صخره یا خطری را پیش بینی کنیم اما با مطالعه جهت و سرعت قطب نمای این کشتی، با درک نحوه طراحی آن و ملاحظات ایمنی آن و قابلیت های خدمه آن، به گمان من می توانیم خط سیری خردمندانه بین تنگناها و کوه های یخی که از روبه‌رو نمایان می شوند، ترسیم کنیم.

تله پیشرفت ۱ :: شروع

تله پیشرفت

رونالد رایت

CBC Massey Lectures
A Short History of Progress
By Ronald Wright

در زمان های دور…
هیچ کس خاک را با گاوآهن ها نمی درید
یا زمین را قطعه قطعه نمی کرد
یا که دریاها را با پاروهای شکافنده نمی رفت –
ساحل پایان جهان بود.
طبیعت زیرک انسان، قربانی اختراعات شما،
به طرز فاجعه باری خلاق،
چرا این خط شهرها با باروهای بلند؟
چرا سلاح برای جنگ؟

اووید (شاعر رومی) – آمورس – کتاب سوم

 

 

بخش اول
سوالات گوگن

نویسنده و نقاش فرانسوی پل گوگن (Paul Gauguin) – که از دید اکثریت دیوانه، بد و شخصی است خطرناک برای شناختن – در واقع از یک سرگیجه جهان شناختی رنج می برد که توسط داروین و سایر دانشمندان دوره ویکتوریا تهییج شده بود.
در دهه ۱۹۸۰، گوگن از پاریس، خانواده و حرفه دلالی سهام گریخت تا نقاشی کند و با دخترهای بومی نواحی گرمسیری به رخت خواب برود. همچون بسیاری روح های طوفانی، نتوانست به آسانی از خودش بگریزد، علی رغم تلاش بسیاری که برای این کار به عمل آورد و کمک هایی که از مشروب و افیون گرفت. در پایان بی قراری هایش، در درون خود اشتیاقی داشت برای یافتن آن چیزی که آن را «وحشی» می نامید؛ اصل نخستین انسان، بشر به صورت خام،‌ گوهر لغزان نوع بشر. این جستجو دست آخر او را به تهیتی (جزیره ای تحت حاکمیت فرانسه در اقیانوس آرام جنوبی) و سایر جزایر دریای جنوب کشاند، جاهایی که ردپایی از دنیای دست نخورده – دنیایی که از دید او سقوط نکرده است – در پشت صلیب و پرچم سه رنگ فرانسه دم آخر خود را می گذرانند.
در سال ۱۸۹۷ یک کشتی بخار پست در جزیره تهیتی پهلو گرفت و اخبار ناگواری با خود آورد. فرزند محبوب گوگن،‌ الاین، به طور ناگهانی در اثر سینه پهلو در گذشته بود. پس از ماه ها بیماری و فقر و افسردگی همراه با میل خودکشی، این هنرمند اندوه خود را لگام زد تا یک نقاشی در اندازه های بزرگ پدید آورد – که بیشتر یک اثر دیواری تا کار روی بوم درک می شود (گوگن از پس خرید یک بوم واقعی برنمی آید و روی کیسه های کنفی نقاشی می کند) – که در آن همچون خود دوره ویکتوریا، درخواست پاسخ های جدیدی به معمای حیات می کند. او عنوان را به درشتی بر روی تصویر می نویسد: سه سوال بچه گانه، ساده اما عمیق: از کجا می آییم؟ چه هستیم؟ به کجا می رویم؟

این اثر یک پانورامای عریض و طویل است از پیکره های محو در میان چشم اندازی که شاید درختستان های جزیره کافر تهیتی باشد یا یک باغ بهشت متمرد: ستایشگران یا خدایان؛ گربه ها، پرندگان، یک بز در حال استراحت، یک بت بزرگ در حالتی آرام و دستانی بلند شده که گویا به آن ماورا اشاره می کند، و شخصیتی مرکزی در حال چیدن یک میوه: یک حوا، مادر نوع بشر، که یک چهره شهوت انگیز معصوم همانند سایر زنان در آثار گوگن نیست بلکه چون عفریته ای پژمرده است با چشمانی گود افتاده الهام گرفته شده از یک مومیایی متعلق به پرو. پیکره ای دیگر با حیرت به سوی زوج جوانی از نوع انسان برگشته است که آنطور که هنرمند نوشته است «جرات کرده اند تا به سرنوشت شان بیاندیشند».
سوال سوم گوگن – به کجا می رویم؟ – چیزی است که من می خوام در این کتاب به آن بپردازم. این سوال ممکن است غیرقابل پاسخ دادن به نظر برسد. چه کسی می تواند آینده بشر در طی زمان را از پیش بگوید؟ اما گمان من بر این است که ما می توانیم به آن پاسخ دهیم،  به شیوه ای بسیار کلی، با ابتدا پاسخ دادن به آن دو سوال دیگر. اگر به روشنی دریابیم که چه هستیم و چه کرده ایم، می توانیم رفتار بشری را تشخیص دهیم که در طی اعصار و فرهنگ ها بی تغییر باقی مانده است. دانستن این می تواند به ما بگوید چه محتمل است انجام دهیم، محتمل است از اینجا به کجا برویم.