Category: پروژه همرسی

پروژه همرسی: ویرایش ۳: دیزباد بالا


مهم: این یک تمرین نظری و چالشی برای یافتن بهترین مهاجرت از شهر و سبک زندگی های متعارف شهری است.
در عمل هنوز گامی اجرایی برداشته نشده است.

پروژه همرسی!
این یک پروژه کاملن شخصی است که از رویاهای یک مرد و زن برآمده است.
همرسی بر عکس دو راهی است؛ دو راهی جایی است که آدم ها هر یک باید راهی انتخاب کنند و از هم جدا می شوند. همرسی بر عکس آن است؛ جایی است که دو یا چند راه به هم می رسند و جدا افتاده ها به هم ملحق می شوند.
این نام رو به پیشنهاد یکی از ویژه ترین انسان هایی که می شناسم، یک دوست بی نظیر، عبدالحسین وهاب زاده، انتخاب کردم.
انتخاب این نام از این رو بوده است که ما، هر کدام از ما، هر اندیشه و فلسفه ای که داریم و بر اساس آن می زییم، در یک نقطه با هم توافق داریم یا دست کم بایست داشته باشیم (به دلیل شواهد و مدارک موجود) و آن اینکه بایست سخت در پاسداشت یگانه مادر طبیعت بکوشیم.

رویای من چیست؟
تلاشی است برای کمی فاصله گرفتن از شهر و مردمش، کمی فاصله از یک طرز فکر و بستری که برای زیستن بر اساس این فکر ساخته شده است. در این باره زیاد نمی نویسم چون میلی به واگویه های شخصی و شکوه کردن ندارم.
برنامه این است که به صورت نسبی از شهر مشهد خارج شویم و در حاشیه یک روستا ساکن شویم.
خانه ای از مصالح موجود در آن منطقه بسازیم.
انرژی مورد نیازمون رو تا حد ممکن از منابع تجدید پذیر موجود در اطراف مون تهیه کنیم.
غذای مان را تا حدودی خودمون بکاریم و تولید کنیم.
روش کشاورزی ما پرماکالچر خواهد بود در مقابل مونوکالچر (کشاورزی تک محصولی صنعتی). برای اطلاع بیشتر از اینکه پرماکالچر چه روشی از کشت است به این صفحه بروید.
ببینیم در کوه و تپه های اطراف مون چه پوشش گیاهی ای وجود داشته، سعی در احیای اون پوشش گیاهی بکنیم و امید به جان گرفتن حیات وحش منطقه داشته باشیم.

امورات زندگی مون رو چطور می خواهیم بگذرونیم؟
من درگیر پروژه ای برای تسهیل ارتباط کودک با طبیعت در مشهد هستم (برای اطلاعات بیشتر به این صفحه بروید). مزرعه و محل زندگی من یکی از مقاصدی خواهد بود که کودکان به همراه مربیان یا والدین شون در قالب یک گروه یا به صورت خانوادگی، به اون بیان و ببینن و لمس و تجربه کنن که اون چه که در شهر مصرف می کنن چطور و از کجا به دست میاد. و چرا و چگونه پایه های تمدن ما در خاک و آب و حیات وحش نهاده است. تزلزل اونها به خطر افتادن زندگی ماست.
من این مجموعه مزرعه، باغ، گلخانه، فضاهای نگهداری حیوانات اهلی و فضاهای وحشی اطراف مزرعه را همراه با فرایندها و فعالیت های جاری در داخل آن را تحت یک نام جمعبندی می کنم: مدرسه طبیعت (ملهم از افکار و فعالیت ها و مدرسه طبیعت عبدالحسین وهاب زاده).
افراد برای استفاده از خدمات مدرسه طبیعت ثبت نام می کنند و بهایی را پرداخت می کنند.

دیگر اینکه از محصولاتی که کاشتم و اضافه بر مصرفم است، مقداری رو فراوری می کنم تا به دوستان و نوردیده هام هدیه بدم و مقداری رو به علاقمندان یا مراجعه کنندگان مدرسه طبیعت می فروشم.

همچنین همسرم زینب در نظر دارد کارگاه هایی یک روزه برای تمرین یوگا برگزار کند. این کارگاه ها می تواند عمومی،‌ با مقاصد درمانی و یا ویژه کودکان باشد.
زینب دارای کارت مربی گری یوگا است و در دوره ها و کارگاه های مختلفی در تهران و هند شرکت کرده است و در رقابت های انجام صحیح حرکات یوگا در کشور برگزیده شده است، زینب سالها سابقه مربی گری یوگا در مشهد را هم دارد.

 محل اجرای پروژه همرسی!
سالهاست که در جستجوی محل مناسب برای تحقق بخشیدن به رویای خودمان هستیم. دامنه جستجوی ما از حوالی مشهد و نیشابور تا اطراف گرگان و ساری کشیده شده است. معیارها و ملاحظات مختلفی در نظر داشته ایم، به مرور زمان معیارهایی رو کم رنگ کردیم و برخی رو پر رنگ.
در حال حاضر بسیار مشتاقیم که بتونیم همسایه مردم خوب دیزباد بالا، در نیمه راه مشهد به نیشابور بشیم. روستایی واقع در یکی از دره های رشته کوه بینالود با مردمانی ویژه.
من یک ویدئو برای درخواست همکاری و همسایگی از مردم دیزباد بالا آماده کردم، که در اون هم مختصری خودم رو معرفی کردم و هم گفتم در دیزباد بالا چه می خواهم بکنم و هم اینکه چرا دیزباد رو انتخاب کردم. در صورت تمایل می تونید اون رو دانلود و تماشا کنید.
به روز رسانی در سال ۱۳۹۳: همه تلاش های ما برای فراهم کردن زمین مناسب در دیزباد بی نتیجه ماند. با افراد مختلفی در دیزباد صحبت کردیم ولی مردم این روستا پذیرای ما نبودند. پروژه ما از تاریخ ۱۳۹۳ تبدیل به راه اندازی یک مزرعه شهری در مشهد شد (که همان مدرسه طبیعت کاوی کنج نتیجه آن است) و از سال ۱۳۹۵ برای مدت پنج سال متوقف خواهد بود تا ماجراجویی جدیدی که در زمینه زعفران شروع کردم به ثمر برسد. پس از آن (در حدود سال ۱۴۰۰) به این پروژه بازخواهم گشت.

 

غذا پختن با خورشید

پخت و پز با خورشید گویا بسیار ساده هستش و حتی اجاق های ساده ای می شه ساخت که بسیار کارآمد هستن.

اجاق غذاپزی خورشیدی

سایت شبکه جهانی پزنده های خورشیدی در این زمینه اطلاعات زیادی داره (حتی به زبان فارسی): http://solarcooking.wikia.com
یکی از این سیستم های ساده که به زبان فارسی ساختش توضیح داده شده در این لینک معرفی شده.

به زودی در بین شکل های مختلف اجاق خروشیدی یکی رو انتخاب و اطلاعات فنی اش رو اینجا بارگذاری می کنم.
در قدم بعدی اقدام به ساختش می کنم و اطلاعات رو مرحله به مرحله اینجا خواهم گذاشت.

آب گرم

برای تهیه آبگرم از یک آبگرم کن خورشیدی با یک سیستم تکمیلی مانند شعله بیوگاز استفاده خواهیم کرد.

طرح کلی تولید آب گرم در همرسی

 

از این آب گرم در سینک دستشویی و ظرف شویی و همینطور سیستم گرمایشی خانه (گرمایش از کف / رادیاتورها) استفاده خواهد شد.
در آینده هم تلاش خواهیم کرد تا از گرمای ذخیره شده خورشید در تانک آب گرم برای تولید برق استفاده کنیم (سیستم Solar CHP).
تولید و استفاده از یک Solar CHP پروژه ما برای سال ۱۳۹۳ خواهد بود (یک نمونه تجاری این سیستم را اینجا ببینید).

 

بیوگاز: شروع

یکی از منابع تامین سوخت در همرسی بیوگاز خواهد بود. به زودی در این مورد خواهم نوشت.

بیوگاز خانگی

برق از جریان آب

می خواهیم برق رو به روش زیست بوم سازگار تولید کنیم، روشی که با طبیعت مهربان باشه.

چقدر برق نیاز داریم؟
وقتی صحبت تولید برق به روش های پاک می شه اولین سوالی که باید جواب داد اینه که چقدر برق نیاز داریم.
من به نظرم برای شروع باید بتونیم در حد روشنایی برای چند ساعت اول شب، شارژ لپ تاپ و موبایل و نهایتن کار یه مودم وای فای برق تولید کنیم.
روشنایی: یه لامپ کم مصرف ال ای دی که ۲۲۰ ولت: ۳ وات
یه لامت کم مصرف معمولی: ۴۰ وات
شارژر لپ تاپ: ۱۰۰ وات
شارژر موبایل: در حد چند وات (بسته به نوع موبایل)
با این اوصاف اگه چند کلبه ساده باشن هر کلبه تا حداکثر ۲۰۰ وات مصرف خواهد داشت.
چیز دیگه ای که اونجا ممکنه بخواهیم استفاده کنیم یه سینمای خانوادگی متصل به یه پلیر هستش: ۴۰۰ وات + ۷۰ وات
ماشین لباسشویی خونه ما که سامسونگ ۶ کیلویی تمام اتومات هستش: ۲۰۰۰ تا ۲۴۰۰ وات مصرف می کنه
یخچال فریزر سامسونگ (یخچال بزرگ بالا و فریزر کوچکتر پایین): ۶۵ وات
(۵۵۰ کیلووات ساعت در سال مصرف می کنه که یعنی کمتر از ۶۵ وات در ساعت)
جارو برقی: مدلی که ما داریم ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ وات مصرف می کنه
اتو: ۱۲۰۰ وات
چرخ خیاطی: ۹۰ وات
– روشنه که ما قطعن این همه چیز رو نمی تونیم هم زمان استفاده کنیم. به نظر من برای شروع در حد ۱ کیلووات ساعت کافی هستش. و از زمانی که شروع به زندگی در همرسی بکنیم. میزان تولید برق برای یه خانواده ماکسیمم دو و نیم کیلو وات کافیه. برای اینکه بتونه یه بار در هفته بقیه وسایلش رو خاموش کنه و ماشین لباسشویی رو روشن کنه. صد البته این رو برای تن پرورها گفتم. صد البته من خودم طرفدار تن پروری هستم تا جایی که…

ملاک های ما برای انتخاب روش تولید برق:
– اصلن امکان تولید برق در حد معقول به این روش امکان پذیر باشه: مثلن تولید برق از باد وقتی نمی دونیم چقدر باد داریم، منتفی هستش. تا اینکه بریم مدتی اونجا ساکن باشیم و یه سری اندازه گیری ها رو انجام بدیم در طی زمان… و بعد در این مورد تصمیم گیری کنیم.
– قابلیت تولید برق در تمام فصول سال رو داشته باشه.
– در بین روش های مختلف روی میز، سرمایه گذاری اولیه کمتری بخواد
– روشی که هزینه تعمیر و نگهداری تجهیزاتش کمتر باشه. مهمترین نکته در این مورد هم عدم ذخیره برق در باطری هستش. چون عمر باطری به علت شارژ و دشارژ شدن مرتب، کاهش پیدا می کنه.
– قابلیت ارتقا داشته باشه. یعنی به مرور زمان اگر به میزان بیشتری برق احتیاج داشته باشیم بتونیم ارتقا بدیمش و برق بیشتری ازش بگیریم. نه اینکه لازم باشه کلن سیستم جدیدی رو استفاده کنیم.
– از اول برق AC بده نه برق DC که مجبور بشیم از مبدل برق مستقیم به برق متناوب استفاده کنیم.

یکی از دو جریان آب در جنگل حاشیه زمین همرسی

با این ملاک ها اولین گزینه ای که اونجا داریم استفاده از جریان آبی هستش که از داخل جنگل حاشیه زمین عبور می کنه. جریان آب کمی هستش و باید دبی اش رو اندازه گیری کرد. از بالا دست میاد. می تونیم بالادست یه حوضچه درست کنیم، مقداری از آب (نه همه آب رو. به این خاطر که جریان طبیعی آب قطع نشه و در اکوسیستم تغییر بزرگی ایجاد نکنیم. پرنده ها، حشره ها،‌ حیوونای وحشی و گیاه ها از اون جریان دارن استفاده می کنن) مقداری از آب رو به داخل لوله هدایت کنیم و بیاریم پایین وسط زمین مون، نزدیک به جایی که می خواهیم ساختمون مرکزی اکوکمپ رو بسازیم. این آب که حالا چون از بالا دست اومده دارای فشار شده، یه توربین رو بچرخونه، توربین یه دینام رو بچرخونه و دینام برق ۲۲۰ ولت بده. خروجی دینام بره توی یه استبلایزر و بعد مصرف بشه.
برآورد قیمت برای توربین و دینام و استبلایزر که در مجموع دست کم ۱.۵ کیلووات خروجی بدن، در حدود سه تا سه و نیم ملیون تومانه. سایر هزینه ها شامل هزینه ساخت حوضچه، لوله برای پایین آوردن آب و ساخت اتاقکی سنگی برای استقرار توربین و دینام و استبلایزر هستش.
جزئیات فنی و نقشه کار رو به زودی بارگذاری می کنم.

 

بازنگری پروژه همرسی :: ۲

مهم: این یک تمرین نظری و چالشی برای یافتن بهترین روش شکل دادن به یک فعالیت و جامعه مبتنی بر اصول دوستدار طبیعت است.

اول بگو که «همرسی» یعنی چی؟
همرسی یعنی به هم رسیدن: برعکس دوراهی.
نقطه نظر ما هم در استفاده از این کلمه این بوده که اوکی، هر اختلافی دیدگاهی که داریم، ولی در این مورد که بایست از حیات و طبیعت و اجزای اون مراقبت کنیم، اتفاق نظر داریم. بیایید اختلاف ها رو رها کنیم و در مورد اونچه که همه برسرش توافق داریم کاری انجام بدیم….

پروژه همرسی چیست؟
تلاشی است برای انتقال تدریجی محل سکونت و کار و نیز سایر دوست داشتن هایم به فضایی طبیعی تر و طبیعت دوستانه تر. این انتقال در چند بعد پیش می رود: اول انتقال جغرافیایی از مشهد به نقطه ای در جنگل های اطراف مینو دشت (نیمه راه مشهد و تهران از مسیر شمال). دوم انتقال از نحوه زیستن معمول شهری (تامین برق و سوخت و غیره از شبکه های سراسری و پس دادن فاضلاب و زباله ها به سیستم شهر) به یک نحوه زیستن زیست بوم سازگار (تامین برق از یک منبع زیست پایدار، تامین آب از چشمه، تامین سوخت از بیوگاز حاصل از فضولات انسانی و حیوانی و زباله های تر، بازگردانی آب مصرفی و غیره). سوم خودکفایی نسبی در تامین مواد غذایی با شیوه پرماکالچر / کشاورزی خودبه‌خودی (در مقایسه با زندگی در شهر که نمی دانی مواد غذایی ات با چه کیفیتی و چه روشی در کجا تولید شده است). چهارم تلاش برای انتقال از زیستن در یک توهم جامعه (زندگی در یک کلان شهر) به یک جامعه با ارتباط های واقعی و انسانی.

کار سختی است، اما از نظر من سختی های این سبک زندگی دوست داشتنی تر از سختی های زندگی در شهر هستش.

در پروژه همرسی چطور پول در می آورید؟
قراره یک کمپ اکولوژیکی راه  بندازیم: مجموعه ای از کلبه های کوچک که افرادی که دوست دارن تا مدتی زندگی در یک محیط طبیعی به یک روش دوستدار طبیعت رو تجربه کنند، بتونند از اونها استفاده کنند. این کمپ محل برگزاری کارگاه ها، استارت آپ ها و برنامه های چند روزه با موضوعات مختلف می تواند باشد. برای اطلاعات بیشتر به این صفحه بروید.

از کجا شروع می کنید و کار چطور پیش می رود
ابتدا زمینی را که پیدا کرده ایم و به نظرمان برای محل اجرا کردن پروژه همرسی مناسب است، می خریم.
بعد خانه ای در یک روستای نزدیک به محل پروژه همرسی، برای استقرار تا زمان شروع پروژه، اجاره می کنیم.
در ادامه مراحل عمده از این قرار هستند، حصار کشی، کاشت درخت در مرزها و بخش های شیب دار زمین، حل کردن مسئله دسترسی به بخش های مختلف زمین از طریق مسیر ماشین رو، مسیرهای پیاده روی و احتمالن پروژه هایی مانند ریل و واگن یا دکل، کابل و واگن معلق.
بستر سازی شروع به کار کمپ اکولوژیکی و سکونت: کار کردن روی چشمه داخل زمین برای آبدهی بیشتر آن، کارگذاری مخزن و لوله کشی های لازم. بررسی و انتخاب یکی از روش های تولید زیست پایدار برق و سپس اجرای آن. راه اندازی بیو گاز. راه اندازی اینترنت پرسرعت و تلفن ثابت (VOIP). ساخت سازه های موقت برای اسکان مهمانان اکوکمپ مانند چادر، سازه ای شبیه به اوی ترکمن ها با اصلاحاتی برای تطبیق با اقلیم، اتاقک هایی با اسکلت چوبی با پوشش های مناسب بهار و تابستان منطقه.
در مرحله بعد شروع رسمی فعالیت اکوکمپ از بهار و تابستان ۱۳۹۳ با پذیرش اولین مهمان ها
ساخت اولین سازه دائمی مجموعه که هم نقش ساختمان مرکزی اکوکمپ را خواهد داشت و هم نقش اولین محل اقامتی ساکنین همرسی.

«زیستن در یک جامعه با ارتباط های واقعی» یعنی چه و چطور می شود؟
من به شدت امیدوارم افرادی پیدا بشوند که رویایی مشابه رویای من داشته باشند و آنقدرها هم اسیر شهر نشده باشند… بتوانند بیایند و همسایه ما بشوند. ما هر کدام مزارع خودمان را خواهیم داشت، حیوانات خودمان و خلاصه زندگی خودمان. این همسایگی به ما امکان ارتباط و پشتیبانی از هم را می دهد. پس از مدتی احتمالن جمع کوچکی خواهیم شد که تعاملات انسانی مختلفی بین ما شکل گرفته است، به هم در کارها کمک می کنیم، مایحتاج مان را به هم می رسانیم، با هم گپ می زنیم، سکوت می کنیم، فیلم نگاه می کنیم، با هم دوره های آنلاین می گذرانیم، پروژه های حفاظتی اجرا می کنیم، برای هم تئاتر اجرا می کنیم، شعر می خوانیم و…

 افراد جدید چطور با شما همراه می شوند؟
افراد جدید به دو روش می توانند با ما همراه شوند، یکی اینکه یکی از زمین های زراعی اطراف ما را بخرند و به این شکل با ما همسایه شوند. در این صورت روشن است که هر یک از همسایگان در روش کار و زندگی مستقل هستند، ولی شباهت هایی که در اندیشه و شیوه زیستن دارند، راه را بر دوستی و همکاری و تعامل سازنده هموار می کند.
دیگر روش اینکه افراد جدید بیایند و در خود همرسی مدتی مهمان ما باشند و به صورت داوطلبانه در کارها همکاری کنند. در صورتی که فضای زندگی و کار داوطلبانه را دوست داشتند، آن را چند ماهی ادامه دهند. این دوره زمانی بسیار مهمی است به این جهت که به ما امکان پیدا کردن شناختی عمیق از یکدیگر را می دهد. در صورتی که بعد از چند ماه همکاری باز هم خواستیم که برای همیشه یا یک بازه زمانی مشخص با یکدیگر باشیم، طی یک قرارداد تعهدآور محضری، یک فرد می تواند قطعه ای از زمین پروژه همرسی به صورت مادام العمر (مشروط به حفظ فعالیت) یا به هر مدتی که در نظر دارد، در اختیار بگیرد و آنچه مایل است (منوط به رعایت اصول زیست پایداری و سایر شرایط از قبل اعلام شده) انجام دهد.

محل اجرای پروژه همرسی کجاست؟
در منطقه کوهستانی-جنگلی اطراف مینو دشت. برای دیدن عکس هایی از زمین در نظر گرفته شده به این صفحه بروید.
زمین در وضعیتی که اکنون دارد فاقد مسیر دسترسی ماشین رو، برق، گاز و امکاناتی از این دست است. همراه اول و ایرانسل روی زمین آنتن می دهند. همچنین زمین در داخل خودش چشمه داره و در اطرفش هم در داخل جنگل چشمه و یکی دو نهر کوچک آب هست.
منطقه جنگلی است اما ایستگاه هواشناسی در آن اطراف نیست که گزارش دقیقی از میزان بارش برف و باران داشته باشیم.
در منطقه چند مورد حمله پلنگ به انسان گزارش شده اما وقتی بیشتر پرس و جو کردیم در تمام موارد حمله ابتدا از انسان شروع شده.
این زمین از زمان تقسیم اراضی شاه دارای سند ملکی شش دانگ می باشد و کاربری ان زراعی است و قطعن برای فعالیت ها و ساخت و سازها بایست نسبت به اخذ مجوز های لازم اقدام شود.
نزدیکترین روستاها که نانوایی و سوپری دارند بین ۳ تا ۴ کیلومتر فاصله دارند. مینودشت با مراکز درمانی و فروشگاه های مختلف حدود ۲۰ کیلومتر فاصله دارد و مرکز استان، گرگان، حدود ۱۲۰ کیلومتر. مشهد و تهران هر کدام در حدود ۴۷۰ کیلومتر فاصله دارند.

 

خانه زیست بوم سازگار

خانه زیست بوم سازگار

از نظر من خونه ای زیست بوم سازگاره که چند نکته رو رعایت کرده باشه
الف) مصالح بوم آورد استفاده کرده باشه:
مصالحی که در خو منطقه پیدا می شه. مثلن خونه هایی که چند ده سال پیش در روستاهای اطراف پروژه همرسی ساخته می شدن با سنگ و گل و چوب ساخته می شدن. همه این مواد از خود اون منطقه بودن و بعد از خراب شدن خونه باز هم به اکوسیستم های خود اون منطقه برمی گشتن
ب) طراحی خونه به نحوی بایست باشه که کمترین مصرف انرژی لازم باشه:
مثلن دیوارهای قطور یعنی تابستون سردتر توی خونه و زمستون گرمتر. پنجره های بزرگ با شیشه های دوجداره و فریم هایی که درز برای عبور هوا نداشته باشن یعنی نور بیشتر داخل خونه و تبادل حرارتی کمتر در زمستون. چسبیده بودن گلخونه و مرغدونی به خونه یعنی اینکه خونه و گلخونه و مرغدونی از گرمای هم دیگه استفاده می کنن و ما در زمستون باید انرژی کمتری برای گرما مصرف کنیم. و نکاتی از این دست…
ج) منابع انرژی و مواد در خونه از منابع تجدیدپذیر هستش:
برق از سوخت های فسیلی (شبکه برق سراسری) تامین نمی شه و ما خودمون راه هایی برای تامین برق به شیوه های زیست پایدار داریم. آب از چشمه هستش یا باران جمع آوری شده از سقف و ذخیره شده در مخازن بزرگ و غیره… سوخت مون از چوب های تولیدی خودمون (درخت هایی به این منظور کاشتیم و با قطع هر درخت، به جاش درخت دیگه ای می کاریم) یا راکتور بیوگاز تامین می شه.
د) انرژی و مواد در خونه بازیافت می شن:
مثلن آب خروجی سینک ظرف شویی یا خروجی ماشین لباسشویی می ره توی فلاش تانک استفاده می شه. خروجی فاضلاب خونه هم می ره توی راکتور بیوگاز استفاده می شه. زباله های تر می ره توی راکتور بیوگاز یا می ره برای کمپوست. مثال بازیافت انرژی هم مثل اینه که توی زمستون آب گرم استفاده شده برای دوش گرفتن، بعد از یه فیلتر ساده، بره و توی سیستم گرمایش از کف، خونه رو گرم کنه و بعد بره به مخزن بازیافت آب (به این نحو از گرمای آب برای گرم کردن خونه استفاده شده).

مصالح و تکنیک: خانه از نظر مصالح و مواد مورد استفاده برای ساخت آن به طور عمده از مواد خامی استفاده می کند که در خود منطقه یافت می شود. موادی که این قابلیت را دارند که پس از پایان عمر مفید خود دوباره به طبیعت بازگردند. به همین سبب از آجر و سیمان و تیرآهن خبری نیست. از این رو با بررسی انواع سازه های زیست بوم سازگار مطرح در جهان و نیز مناطق شمال ایران برای ساختمان اصلی سازه EarthBag (در ایران به ابرخشت ترجمه شده است) در نظر گرفته شده است که ردیفی از کیسه های یک شکل و اندازه می باشد که از خاک منطقه پر شده و بر روی هم کوبیده می شوند و بین هر ردیف کیسه سیم خاردار کشیده می شود (این ردیف سیم خاردار بین هر ردیف بالا و پایین کیسه های خاک مانع از لغزیدن آن ها بر روی هم می شود) در نهایت این سازه ساخته شده از کیسه های خاکی در بالا به صورت گنبد در می آیند و سقف خانه را شکل می دهند.

earthbag1 earthbag2

برای اطلاعات بیشتر می توانید به این صفحه مراجعه کنید: http://www.greenhomebuilding.com/riceland.htm
یا به این لینک مراجعه کنید: http://www.instructables.com/id/How-to-Build-an-Insulated-Earthbag-House

پس از اینکه دیوارها به روش ابرخشت بالا آمدند برای سقف از چوب و مواد عایق و پوششی مقاوم در مقابل رطوبت، استفاده خواهد شد.

 

سازه ابرخشت در دانشگاه هنر کرج                         Earth bag building – Art university – Karaj

۲۵ تیر ۱۳۹۲
در جستجوهای برخط ام (آن لاین ام  : ) متوجه شدم چند تا از بچه های معماری دانشگاه هنر کرج می خوان توی محوطه دانشگاه به عنوان یکی از پروژه ها شون یه سازه ابرخشت بسازن. باهشون تماس گرفتم و موفق شدم چند روزی از شروع پروژه رو همراهشون باشم.
برای پیگیری کارشون می تونید به وبلاگ یکی از بچه های این تیم سر بزنید: http://mehraz.blog.ir

سازه ابر خشت - محوطه دانشگاه هنر کرجاولین ردیف کیسه های سازه ارث بگ بچه ها کامل چیده و کوبیده شد و سیم خاردارها روش گذاشته شد.
سنگ ها فقط برای جلوگیری از بلند شدن سیم خاردارها هستش، ردیف دوم کیسه که گذاشته بشه، سنگ ها رو بر می داریم.

کوبیدن تفریحی کیسه ها - سازه ابرخشت - دانشگاه هنر کرج
بعد از پر کردن اولین کیسه های سازه ابرخشت با خاک نیم گل شده، دسته جمعی با انجام محاسبات بسیار دقیق در مورد میزان فشار لازم، به صورت مهندسی شروع به کوبیدن اونها کردیم : )

 

بازنگری پروژه همرسی :: ۱ – منقضی شده / برنامه ریزی برای پروژه جدید

 

کلمه همرسی یعنی چی؟
همرسی یعنی به هم رسیدن. یعنی هرکی هستیم با هر تفکری و هر عقیده ای، دست آخر این مورد توافق ماست که برای بقای حیات مون روی زمین باید زیست پایدار زندگی کنیم.

 پروژه همرسی چیه؟
یک پروژه برای شکل دادن تدریجی یک مجموعه انسانی بسیار کوچک، مستقر در حاشیه جنگل، که به صورت زیست پایدار و هم نوا با اکوسیستم های اطراف زندگی می کنن.

پروژه همرسی کجا می خواد اجرا بشه؟
استان گلستان در حوالی مینو دشت؛ بعد از مینودشت یک جاده روستایی آسفالت به سمت چپ جاده، جدا می شه که بعد از حدود ۱۵ کیلومتر از این جاده جدا می شیم و یک جاده خاکی پر شیب ما رو به سایت اصلی پروژه همرسی می رسونه. این جاده خاکی بین ۱ تا ۲ کیلومتر بیشتر طول نداره.
برای دیدن چند عکس از زمین به این صفحه بروید.

به طور خلاصه در مورد زمین می تونم بگم که مساحت کلی اون ۱۵ تا ۲۰ هکتار هستش. زمین دارای سند اصطلاحن منگوله دار از دوران تقسیم اراضی شاه فقید هست. سی درصد بالایی زمین تا حدودی تخت هستش و ما بقی اون رو به پایین دره دارای شیب تندی هستش. زمین از زمانی که دیگه کسی با گاوآهن زمین شخم نمی زنه، مورد کاشت واقع نشده. از اون زمان محل چرای گله های گوسفند روستای ملاشی بوده. چرای بی رویه در نقاطی موجب فرسایش نسبی خاک شده…

زمین از سمت شمالی و جنوبی به جنگل محدود هستش. از سمت شرقی یک دیواره صخره ای بزرگ وجود داره و از سمت غربی هم که پایین دست زمین محسوب می شه و شیب به ته دره هستش، جنگل حد فاصله زمین پروزه همرسی و یک زمین کشاورزی هستش. مسیر ورودی به زمین نیز از همین سمت غربی از داخل زمین های کشاورزی پایین دست هست.
در خود زمین چشمه کوچکی وجود داره و در هر دو طرف زمین داخل جنگل چشمه جاری هستش.
متاسفانه اطلاعات دقیقی از میزان نزولات جوی، رطوبت و تعداد روزهای بارانی و برفی و حداکثر و حداقل دمای سالانه در سایت پروژه همرسی در دست نیست. متوسط بارش های مربوطه به کل استان گلستان کمکی به داشتن اینطور تخمینی نمی کنه، به این خاطر که استان گلستان هر چه به سمت مرز ترکمنستان می ریم به شدت خشک و دارای حالتی بیابانی می شه. تقریبن دو سوم استان نیمه خشک و خشک و یک سوم آن جنگلی است. بنابراین متوسط استانی ایده درستی درباره وضع این فاکتورها در سایت پروژه به دست نمی ده. در استان گلستان کلن سه ایستگاه هواشناسی وجود داره، یکی در مراوه تپه، یکی در گنبد و دیگری در گرگان، که هیچ کدوم از این ایستگاه ها در یک منطقه کوهستانی مثل محل قرار داشتن این زمین، قرار ندارن. تخمین هایی با این وجود بر اساس ظاهر منطقه و گفته های محلی ها، می توان زد.

از مزایای دیگه زمین این هستش که محیط در برگیرنده آن به طور بی واسطه زمین های زراعی یا محدوده مسکونی نیست. از این بابت هم دارای استقلال نسبی است (که برای کشاورزی زیست بوم سازگار دارای اهمیت است. اینکه کشاورزی از کود و سم استفاده نکنه در حالی که همسایه او استفاده کنه، این موجب اختلال در برنامه کشاورزی ارگانیک می شه) و هم اینکه مزاحمت ها و برخورد های افراد بومی مینیمم می شه (افراد بومی از نظر من آدم های دوست داشتنی ای هستن، تنها نزدیکی زیاد با اونها به علت اینکه با سبک زندگی ما آشنا نیستن، موجب هم اذیت شدن اونها و هم اذیت شدن ما می شه). اینکه دور بر ما جنگل هستش از یک بابت دیگه هم برای من مهم هستش و اون اینکه وقتی اطراف ما زمین های زراعی هستن، این درسته که ما با خاک و آب و گیاه مرتبط هستیم، اما اینها توسط انسان شکل پیدا کردن نه توسط طبیعت. همسایه ما خاک و آب و گیاه هستش اما طبیعت نیست. اینجا در همسایگی طبیعت هستیم… و البته این از دید برخی شاید دارای بدی هایی هم باشه؛ مثلن احتمال برخورد با خوک و گراز و پلنگ و غیره در اوایل که جمع ما کوچیک باشه شاید شب در میانه جنگل بود تا حدودی وهم انگیز باشه… ولی من تصمیم دارم خودم رو به آغوش این ماجراجویی بندازم.
در منطقه انواع درختان و بوته های وحشی وجود دارند مثل ولیک، خرمالوی وحشی، انار وحشی، به و سیب وحشی، تمشک وحشی و…

فاصله از نزدیک ترین روستا: ۲ کیلومتر قبل از سایت پروژه روستای ملاشی و ۳ کیلومتر بعد از پروژه روستای امام عبدالله قرار داره.
فاصله از نزدیک ترین شهر: مینو دشت نزدیک ترین شهر به ما هستش که حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر فاصله داره. برای دسترسی به امکانات شهری مثل مراکز خرید و بیمارستان بایست به مینودشت رفت.
فاصله از مرکز استان، گرگان: فاصله مینودشت از گرگان ۹۸ کیلومتر هستش و در نتیجه فاصله ما چیزی در حدود حداکثر ۱۲۰ کیلو متر خواهد بود.
فاصله از مشهد و تهران: مینو دشت در نیمه راه مشهد – تهران از مسیر شمال قرار داره. مینو دشت – مشهد ۴۶۰ کیلومتر و فاصله مینودشت – تهران ۴۷۵ کیلومتر هستش.

قاعده زندگی در پروژه همرسی
شیوه عمل در این مجموعه انسانی مبتنی بر زیست پایداری (sustainability) است
خونه ها در پروژه همرسی به طور عمده از مصالح بوم آورد و استفاده از تکنیک های بومی و قدیمی و یا نوین ساخته خواهد شد. اطلاعات بیشتر
آب: از چشمه های اطراف تامین خواهد شد
برق: به ترتیب اولویت از روش های: توربین آبی، توربینی که از بیوگاز برق تولید می کنه، مغناطیس زمین (تکنولوژی اون در بازار ایران موجود هستش)، انرژی بادی یا خورشیدی.
اینترنت: با استفاده از سه دکل و کانال های رادیویی
تلفن: موبایل همراه اول و ایرانسل در منطقه جواب می ده. استفاده از تکنیک های دیگه یا صدا از طریق آی پی voice over IP مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
گاز: با استفاده از راکتور بیوگاز تغذیه شده با فضولات انسانی و دامی
مواد خوراکی مصرفی ساکنین این مجموعه انسانی، تا جایی که مقدوره، تولید خود مجموعه خواهد بود با استفاده از شیوه کشاورزی خود به خودی (Permaculture).
کسب و کار آدم های ساکن این مجموعه به خلاقیت و عشق هر کدوم شون بستگی داره. اما برای ایجاد فضای کلی کار و تولید در آمد، یک کمپ اکولوژیکی در این مجموعه به راه خواهد افتاد. این اکوکمپ هم خودش به عنوان یه فعالیت اکوتوریستی موقعیت شغلی های مختلفی ایجاد خواهد کرد (حتی برای ساکنین روستاهای اطراف) هم در حاشیه اون موقعیت های شغلی متفاوتی غیر مرتبط ازش بهره خواهند برد (مثلن کسی که در فصول مختلف گیاه های وحشی رو جمع آوری و فراوری می کنه – مثلن از تمشک های وحشی مربای تمشک، از انارهای وحشی رب انار، از خرمالوهای وحشی دوشاب یا همون شیره و… – هم از طریق اینترنت می تونه محصولش رو به ساکنین تهران و مشهد بفروشه هم می تونه از رفت و آمد مخاطبین اکوکمپ بهره ببره و محصولش رو به اونها بفروشه).
برنامه های حفاظت از زیست بوم (conservation)  با تایید و پشتیبانی نهادهای ملی و بین المللی در منطقه اجرا خواهد شد. اینطور پروژه هایی معمولن با مشارکت محلی همراه هستند و این یعنی بهبود معیشت مردم ساکن روستاهای اطراف، فرصت دادن به طبیعت منطقه برای بازسازی خود، ایجاد موقعیت شغلی برای ساکنین پروژه همرسی به عنوان، مجریان، هماهنگ کننده ها و تسهیل گران برنامه های حفاظتی.

پروژه همرسی رو کی می خواد اجرا کنه؟
کار با محمد قائم پناه و زینب برهانی نژاد شروع شده. امید ما دو تا اینه که بتونیم از راهنمایی های آقای دکتر وهاب زاده بهره ببریم.
محمد و زینب می خوان با وقت، انرژی و سرمایه خودشون اولین خونه رو با امکانات کامل راه بندازن. با همکاری دکتر وهاب زاده اکوکمپ رو استارت بزنن. و علاوه بر خونه خودشون یکی دو کلبه کوچیک با امکانات اولیه بسازن.
افراد بعدی که از این پروژه خوششون بیاد و رویایی مشابه محمد و زینب داشته باشن، می تونن مدتی بیان و در این کلبه ها زندگی کنن. بعد اگه دیدن که با فضا و آدم های موجود و کارهای جاری جور هستن، می تونن اقامت شون رو تمدید کنن و از مرحله ای به بعد دیگه ساکن پروژه همرسی محسوب خواهند شد (یعنی قطعه زمینی برای ساختن خونه و احتمالن مزرعه شون بهشون اختصاص داده می شه). جزئیات بیشتر درباره این پروسه تبدیل شدن از مهمان به مقیم باید مورد بحث قرار بگیره. به هر صورت ایده کلی و نه نهایی، اینه که فردی قطعه زمینی خریداری نمی کند (که بعد احتمالن به خواهد باز به افراد دیگری بفروشد که معلوم نیست با روح کلی مجموعه هماهنگ و سازگار باشند یا نه) بلکه افراد جدید طی قراردادی حق استفاده زمین رو برای مدتی مثلن چند ده ساله یا مادامی که زنده باشن و بخوان در همرسی اقامت داشته باشن، به دست میارن.

ما آدم هایی نیستیم که پولدار و دل آسوده باشیم و بخواهیم یه کار باکلاس با حال بکنیم… من محمد آدمی هستم در نوسان بین غم ها و شادی ها، اشک و اشک و لبخند، رنجیده از بی اعتمادی و بی تفاوتی جاری در اطرافش. زندگی توی شهر، زندگی در یه فضای اجتماعی نیست، ما برای هم در شبکه عظیم این تمدن، کارهای مختلفی انجام می دیم اما رابطه انسانی بین من و اونی که غذای من رو تامین می کنه، نیست. زندگی من توی آپارتمانم زندگی تو یه جعبه است، از جعبه ام که بیرون می رم فضایی برای ایستادن و تماشا کردن و بودن در لجظه در پرواز نیست، بلکه از جعبه که بیرون اومدم فقط راه هستش، راهی که من رو به محلی که باید کاری بکنم می بره و کارم که تمام شد باز باید از این راه به جعبه خودم برگردم. آبی که از یه منبع نامعلوم از داخل لوله های زنگ زده به من رسیده بخورم، غذایی که نمی دونم ازش چه موادی گرفته شده یا چه موادی بهش اضافه شده، بخورم. هوایی رو به درون ریه هام بکشم که…. همه این ها خوبن و اشکالی ندارن… من شکایتی در این عصر سرگشتگی از این داستان ها ندارم.  نمی دونم انگیزه های خالص درونی من اگه واشکافی بشه چی باشه… از چیزی گریزانم یا به سمت چیزی دوانم… و اگه گریزانم نمی دونم آیا اون موضوع موجب گریز با من به این فضای جدید میاد یا اگه به سمت چیزی در حال شتافتنم،‌ آیا این موضوع جلب و جذب کننده من در این فضای جدید هست یا نه…

پروژه همرسی الان در چه مرحله ای هستش؟
من محمد همراه با زینب و بعضی دوستای دیگه ام بعد از چند سفر چند روزه به شمال و چک کردن مناطقی که احتمال می دادیم مناسب اجرای این پروژه باشه، بالاخره فکر کردیم زمینی که الان پیدا کردیم، احتمالن بهترین گزینه باشه. با توجه به بزرگ بودن زمین و متعدد بودن مالکین آن به یکی از محلی ها مبلغی پرداخت کردیم تا واسطه ما بشه و مالکین رو پیدا کنه و توافق اونها برای فروش سهم خودشون از زمین رو جلب کنه. این کار انجام شده و الان همگی (که چند ده نفر می شن) حاضر به فروش شدن. در مرحله بعد با حضور روی زمین و کمک گرفتن از نماینده یکی از فروشندگان که با زمین آشنا بود، سه مسیر برای کشیدن راه به زمین بررسی شد و یکی انتخاب شد. دوباره با استفاده از یکی از نماینده محلی ما به سراغ افرادی رفتیم که مسیر مورد نظر ما از زمین های زراعی اون ها رد می شد. تا این مرحله ما موفق به جلب رضایت کشاورزانی که زمین هاشون در مسیر راه ما هستند، هم شدیم.
الان به علت تعدد فروشندگان، نماینده ما در حال تلاش برای گرفتن وکالت فروش زمین از تک تک فروشندگان و نیز انجام کارهای انحصار ورثه برای مالکین در گذشته هستش.
با اتمام این کار ما بایست بتونیم از اداره منابع طبیعی استعلامی درباره وضعیت زمین و هر گونه ادعای احتمالی و بلااشکال بودن معامله این زمین، بگیریم. در صورت تایید اداره منابع طبیعی، و مشخص کردن حد و حدود زمین با حضور نماینده فروشندگان و نماینده اداره منابع طبیعی، اون وقت خواهیم تونست با نماینده فروشنده ها در محضر اسناد رسمی حاضر بشیم و به هنگام زدن سند به نام ما، مبلغ قیمت زمین رو به نماینده اونها پرداخت کنیم.
اولین کار بعد از خرید زمین میخ کوبی و نصب نشانه های حریم زمین خواهد بود.
در مراحل بعد بایست مشاورین و متخصصینی که تا کنون طرف مشورت بودن فراخوانده بشن و اقدام به نهایی کردن طرح راه ورودی به سایت پروزه، نهایی کردن طرح و نقشه اولین خونه و تاسیسات تامین انرژی و نیز ساختمان های اکوپارک بکنیم.
بعد هم بریم سراغ اجرا.

بودجه مراحل مختلف طرح چقدر هستش و این بودجه از کجا تامین می شه؟
هنوز تخمین های دقیقی برآورد نشدن ولی در زمینه های زیر امیدوارم به زودی به ارقامی دست پیدا کنیم
هزینه های قبل از خرید زمین: شامل هزینه های جستجو ها تا رسیدن به زمینی که الان پیدا کردیم + هزینه های چند سری سفر به مینودشت برای انجام بررسی های لازم روی خود زمین + پرداخت های انجام شده به واسطه محلی: احتمالن این هزینه ها به مرز دو ملیون تومن نرسه
خریداری زمین سایت و راه پروژه همرسی: هنوز دقیقن معلوم نیست این زمین دقیقن چقدر مساحت داره اما با توجه به قیمت های داده شده و تخمین های موجود از مساحت به گمانم هزینه این بخش بین ۵۰ تا ۷۰ ملیون تومان باشه (برای کل زمین که بین ۱۵ تا ۲۰ هکتاره + هزینه لازم برای گرفتن اجازه کشیدن راه از داخل زمین های زراعی پایین دست).
گرفتن مشاوره های فنی و آماده سازی طرح قسمت های مختلف زمین: هنوز نامعلوم
آماده سازی مسیر مناسب به قسمت های مختلف زمین: نیاز به بررسی های اولیه بیشتری داره
ساخت اولین خونه (خونه محمد و زینب): گمان کنم بخوام این هزینه رو روی ۲۰ ملیون ببندم
آماده سازی زیرساخت ها (آب مصرفی ساکنین، برق، اینترنت، بیوگاز) برای سه خانواده اول با در نظرگیری یک سبک زندگی قانعانه: تخمین خیلی کلی چیزی در حدود ۱۵ تا ۷۰ ملیون هستش. این هزینه ها به شدت به حجم مصرف و میزان انتظارات ما و راحت طلبی ما بستگی داره.
ساخت دو کلبه برای ساکنین احتمالی آینده پروژه همرسی: برای هر کلبه بین ده تا پانزده ملیون
ساخت ساختمان های اکوکمپ: باید با آقای دکتر وهاب زاده مشورت کنم

ما چطور می تونیم در پروژه همرسی نقش داشته باشیم؟
شما به یکی از روش های زیر یا هر روش خلاقانه ی دیگه ای همراه ما باشین
هر چی و هر طور که به ما الهام بدین، ایده ها و رویاهای خودتون رو با ما به اشتراک بذارین
قلب های هم رو گرم کنیم… چشم های هم رو تر کنیم و دستهامون رو دور گردن هم حلقه کنیم…
برنامه ریزی و ارائه مشاوره و اطلاعات فنی در بخش های مورد نیاز

کمک به برآورد هزینه و بودجه بندی
کمک در بخش تامین نیروی انسانی به هنگام اجرا (به زبون خودمون کارگری دورهمی)
استفاده از امکانات اکوکمپ و یا محصولات وحشی و یا محصولات تولیدی مزرعه ارگانیک پروژه همرسی در آینده
در صورت تمایل به زندگی بیرون شهر، مهمان شدن در همرسی و اقدام برای مقیم شدن
رسوندن خبر ماجرای ما به اونها که می دونید رویایی مشابه ما دارن

ساختن یک روستای زیست بوم سازگار

یه وقت این موضوع واسه من اینقدر روشن نبود که ما مث مورچه هستیم، اگه از کلونی خودمون دور بیافتیم می میریم…. بله می دونم نمی میریم ولی دیگه اون زندگی طبیعی انسانی نیست. ما باید در یک جامعه زندگی کنیم. حتی کلمه جامعه گویا نیست. ما در شهر یک جامعه نیستیم،‌ ما یه مجموعه آدم های جدا جدا هستیم (مث آدم های در حال سفر تو یه اتوبوس یا قطار) که بدون اینکه رابطه انسانی چندانی با هم داشته باشیم، نیازهای هم رو برآورده می کنیم؛ پول می دیم، چیزی می گیریم. بین ما و کسی که مایحتاج ما رو تامین می کنه چیز زیادی وجود نداره…. به نظر من یک قبیله زیر ساخت صحیح تری، برای زندگی ما می تونه باشه.

رویای من برای سال های آینده اینطور شکلی داره: زندگی در دامنه یک کوه، دورنمایی از جنگل و دشت، آوای پرنده ها، در کنار همسایه هایی شاد و پرانرژی، سرو صدای خنده و بازی بچه ها، آفتاب و خانه های گرم، هم آهنگ با طبیعت، پشتیبان یکدیگر، هر کسی می تونه به هرکی که می بینه اعتماد کنه، از دریافت یک لبخند مطمئن باشه،‌ همیشه در هر گوشه و کناری ماجرایی در جریانه که تو می تونی واردش بشی و….

من برای این عملی کردن این رویا تا به حال یکی چند همراهی پیدا کردم و قطعه زمینی در نظر دارم…. که اگر شما هم رویایی مث من دارید، دوست دارم نظر شما رو درباره اش بدونم… یا پیشنهاد های شما رو برای مدل این روستا و مشخصات و مختصات زمین مناسب بدونم.

برای دیدن تصاویری از زمین پیشنهادی من اینجا کلیک کنید. فعلن چند عکس گذاشتم و به زودی توضیحات و خوبی و بدی هاش رو از نظر خودم می نویسم.
هر کسی که رویایی مث من داره می دونه که هر نظری و هر همراهی ای چقدر پر ارزش و غنیمته…

همچنین یکی از وبسایت های مفید در این زمینه وبسایت شبکه جهانی روستاهای زیست بوم سازگار هستش.

با مهر
محمد
:)

همرسی یعنی چی؟

اثری با عنوان همرسی از نقاش آمریکایی ترودی

همرسی ترجمه consilience می باشد. برای دیدن معنای این کلمه در ویکی پدیا اینجا کلیک کنید (به زبان انگلیسی).
ویکی پدیا به طور خلاصه این معنا رو براش ذکر کرده: در علم و تاریخ، همرسی اشاره دارد به این اصل که مدارکی از منابع مستقل و نامربوط می تواند  موجب همگرایی و رسیدن به نتایج مستحکمی بشود.
در بین عموم این واژه چندان شناخته شده نبود تا اینکه در اواخر قرن بیستم یک زیست شناس انسان شناس به نام ادوارد ویلسون آن را به کار برد. ویلسون با کمک این واژه تلاش کرد تا پلی بزند بر روی شکاف فرهنگی بین علم جدید و انسانیت…