پروژه همرسی: ویرایش ۳: دیزباد بالا


مهم: این یک تمرین نظری و چالشی برای یافتن بهترین مهاجرت از شهر و سبک زندگی های متعارف شهری است.
در عمل هنوز گامی اجرایی برداشته نشده است.

پروژه همرسی!
این یک پروژه کاملن شخصی است که از رویاهای یک مرد و زن برآمده است.
همرسی بر عکس دو راهی است؛ دو راهی جایی است که آدم ها هر یک باید راهی انتخاب کنند و از هم جدا می شوند. همرسی بر عکس آن است؛ جایی است که دو یا چند راه به هم می رسند و جدا افتاده ها به هم ملحق می شوند.
این نام رو به پیشنهاد یکی از ویژه ترین انسان هایی که می شناسم، یک دوست بی نظیر، عبدالحسین وهاب زاده، انتخاب کردم.
انتخاب این نام از این رو بوده است که ما، هر کدام از ما، هر اندیشه و فلسفه ای که داریم و بر اساس آن می زییم، در یک نقطه با هم توافق داریم یا دست کم بایست داشته باشیم (به دلیل شواهد و مدارک موجود) و آن اینکه بایست سخت در پاسداشت یگانه مادر طبیعت بکوشیم.

رویای من چیست؟
تلاشی است برای کمی فاصله گرفتن از شهر و مردمش، کمی فاصله از یک طرز فکر و بستری که برای زیستن بر اساس این فکر ساخته شده است. در این باره زیاد نمی نویسم چون میلی به واگویه های شخصی و شکوه کردن ندارم.
برنامه این است که به صورت نسبی از شهر مشهد خارج شویم و در حاشیه یک روستا ساکن شویم.
خانه ای از مصالح موجود در آن منطقه بسازیم.
انرژی مورد نیازمون رو تا حد ممکن از منابع تجدید پذیر موجود در اطراف مون تهیه کنیم.
غذای مان را تا حدودی خودمون بکاریم و تولید کنیم.
روش کشاورزی ما پرماکالچر خواهد بود در مقابل مونوکالچر (کشاورزی تک محصولی صنعتی). برای اطلاع بیشتر از اینکه پرماکالچر چه روشی از کشت است به این صفحه بروید.
ببینیم در کوه و تپه های اطراف مون چه پوشش گیاهی ای وجود داشته، سعی در احیای اون پوشش گیاهی بکنیم و امید به جان گرفتن حیات وحش منطقه داشته باشیم.

امورات زندگی مون رو چطور می خواهیم بگذرونیم؟
من درگیر پروژه ای برای تسهیل ارتباط کودک با طبیعت در مشهد هستم (برای اطلاعات بیشتر به این صفحه بروید). مزرعه و محل زندگی من یکی از مقاصدی خواهد بود که کودکان به همراه مربیان یا والدین شون در قالب یک گروه یا به صورت خانوادگی، به اون بیان و ببینن و لمس و تجربه کنن که اون چه که در شهر مصرف می کنن چطور و از کجا به دست میاد. و چرا و چگونه پایه های تمدن ما در خاک و آب و حیات وحش نهاده است. تزلزل اونها به خطر افتادن زندگی ماست.
من این مجموعه مزرعه، باغ، گلخانه، فضاهای نگهداری حیوانات اهلی و فضاهای وحشی اطراف مزرعه را همراه با فرایندها و فعالیت های جاری در داخل آن را تحت یک نام جمعبندی می کنم: مدرسه طبیعت (ملهم از افکار و فعالیت ها و مدرسه طبیعت عبدالحسین وهاب زاده).
افراد برای استفاده از خدمات مدرسه طبیعت ثبت نام می کنند و بهایی را پرداخت می کنند.

دیگر اینکه از محصولاتی که کاشتم و اضافه بر مصرفم است، مقداری رو فراوری می کنم تا به دوستان و نوردیده هام هدیه بدم و مقداری رو به علاقمندان یا مراجعه کنندگان مدرسه طبیعت می فروشم.

همچنین همسرم زینب در نظر دارد کارگاه هایی یک روزه برای تمرین یوگا برگزار کند. این کارگاه ها می تواند عمومی،‌ با مقاصد درمانی و یا ویژه کودکان باشد.
زینب دارای کارت مربی گری یوگا است و در دوره ها و کارگاه های مختلفی در تهران و هند شرکت کرده است و در رقابت های انجام صحیح حرکات یوگا در کشور برگزیده شده است، زینب سالها سابقه مربی گری یوگا در مشهد را هم دارد.

 محل اجرای پروژه همرسی!
سالهاست که در جستجوی محل مناسب برای تحقق بخشیدن به رویای خودمان هستیم. دامنه جستجوی ما از حوالی مشهد و نیشابور تا اطراف گرگان و ساری کشیده شده است. معیارها و ملاحظات مختلفی در نظر داشته ایم، به مرور زمان معیارهایی رو کم رنگ کردیم و برخی رو پر رنگ.
در حال حاضر بسیار مشتاقیم که بتونیم همسایه مردم خوب دیزباد بالا، در نیمه راه مشهد به نیشابور بشیم. روستایی واقع در یکی از دره های رشته کوه بینالود با مردمانی ویژه.
من یک ویدئو برای درخواست همکاری و همسایگی از مردم دیزباد بالا آماده کردم، که در اون هم مختصری خودم رو معرفی کردم و هم گفتم در دیزباد بالا چه می خواهم بکنم و هم اینکه چرا دیزباد رو انتخاب کردم. در صورت تمایل می تونید اون رو دانلود و تماشا کنید.
به روز رسانی در سال ۱۳۹۳: همه تلاش های ما برای فراهم کردن زمین مناسب در دیزباد بی نتیجه ماند. با افراد مختلفی در دیزباد صحبت کردیم ولی مردم این روستا پذیرای ما نبودند. پروژه ما از تاریخ ۱۳۹۳ تبدیل به راه اندازی یک مزرعه شهری در مشهد شد (که همان مدرسه طبیعت کاوی کنج نتیجه آن است) و از سال ۱۳۹۵ برای مدت پنج سال متوقف خواهد بود تا ماجراجویی جدیدی که در زمینه زعفران شروع کردم به ثمر برسد. پس از آن (در حدود سال ۱۴۰۰) به این پروژه بازخواهم گشت.

 

4 comments on “پروژه همرسی: ویرایش ۳: دیزباد بالا

  1. سار امینی می‌گه:

    سلام دوست من
    من سارا امینی مدیر گروه جوانان دیده بان حقوق حیوانات هستم که دغدغه شما را دارم و در حال تحقیق و بررسی هستم. بسیار خوشحال شدم که با شما آشنا شدم. امیدوارم که بتونم با شما صحبت کنم

  2. نیـــلو می‌گه:

    MAN YEK JAVONE DIZBAIM…..SORRY…..MOKHALEFEM BA OMADENE SHOMA BE VATENEM DIZBAD
    AMSAL MAN ZIYADEN KE AZ OMADEN SHOMA BIZAREN….KOLE POSHTITO VA AREZOTO BRO YE GHEBRESTON DIGE BERAVERDE KON……….KHOLLO CHOL

  3. نیـــلو می‌گه:

    ba chomagh azat pezirayi khahim kerd merdek…..rish bozi

  4. مهران می‌گه:

    سلام

    دنبال مهاجرت به روستا و طبیعت بودم که با سایت شما برخورد کردم و البته از طریق دوستانی چون آقای سعیدیان و خانم و آقای احمدی بیش از ۱ سال است با مدرسه طبیعت و کاوی کنج آشنا هستم.
    اول اینکه خیلی خوشحال شدم در نزدیکی من کسانی دیگر به صورت خیلی جدی تر و زیبا تر به دنبال این پروژه هستند.
    من از همه این کارهای شما فقط در مورد مکان و نحوه کار کرد آن کمی فکر کرده ام و بازدیدی از منطقه ای که از مسیرهای هزارمسجد است داشته ام و سرچ های اینترنتی.
    اول اینکه خیلی خوشحال میشم اگر امکان داشته باشه درباره دلایل اجرایی نشدن پروژه مینودشت و مشکلاتش بدونم و از تماس و آشنایی بیشتر بسیار خوشحال خواهم شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ هفت = 13

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>