مقدمه ای برای همایش آب: وضع دشت و نگاهی به راهکار

وقتی صحبت وضع آب دشت مشهد می شه، بهترین توصیف فلسفی موضوع، مقاله تراژدی منابع عام، مقاله چهارم از کتاب «بوم شناسی علم عصیانگر» هستش (این کتاب مجموعه مقالاتی است به انتخاب و ترجمه عبدالحسین وهاب زاده که مطالعه برخی از مقالات اون بر هر دوستدار محیط زیستی واجب موکد است).

بله گفتگوی امروز من، بهناز محیطی و مهدیه اسدیان با دکتر داوری در گروه مهندسی آب (دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی) یک گفتگوی کلیدی بود. از این جهت که کورسویی نه بلکه بیشتر از کورسو… یک راه حل برای اون چیزی که من سابقن بن بست آب مشهد می دونستم، به ما نشون داد.

پیش از این در صفحه اکوپارک اینطور نوشته بودم که حدود ۸۰٪ تا ۹۰٪ آب مصرفی در خراسان در بخش کشاورزی است…. اضافه برداشت آب در سفره آب زیر زمینی مشهد حدود ۱۵٪ بیشتر از حد تجدیدپذیر است به نحوی که هر سال سطح آب در سفره زیر زمینی مشهدحدود یک متر پایین می رود و خود دشت نیز سالی در حدود ۲۵ سانتی متر نشست می کند (با خود فکر می کنم یعنی مشهدی ها معنی این حرف رو می فهمن!!؟ یعنی خونه شما داره هر چهار سال یه متر پایین می ره!!!). گفته می شه که این دشت تا ده سال دیگه احتمال زیاد آبی در درونش نخواهد داشت تا با چاه بیرون کشیده بشه. امسال از اواسط بهار ورودی آب سد دوستی صفر شده. رودخانه هریر رود یه رودخانه سیلابی هستش، یعنی این رودخانه یه سال ورودیش کم و یه سال زیاد می شه. ولی مسولان می دونن و صداش رو در نمیارن که بزرگترین پروژه عمرانی افغانستان سدی به اسم سلما هستش که روی هریررود ساخته شده (پس از چند ده سال بالاخره سال ۱۳۹۲ عملیات ساختش تمام شد).
به مقاله روزنامه خراسان نگاهی بیاندازید با عنوان «شهر تشته، آخرین نفس های دشت مشهد را می شمارد» و همینطور این یکی با عنوان «باور کنید فردا دیر است».

پس از قراری که در اخرین جلسه جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست داشتیم، تصمیم گرفتیم که همایشی برای عموم مردم برگزار کنیم و بگیم که وضع منابع آب اینطوره و رفتار مدیران اینگونه و اگر خود دست بکار نشوند، خیلی زود روزی می رسد که کاری از دست کسی برنمی آید.
مگر مسئولان از سال ۱۳۴۷ که مشهد دشت ممنوعه شد چه کردند. آن زمان تعداد چاه های دشت حدود ۱۰۰۰ حلقه بود اکنون در این تاریخ بیش از ۶۰۰۰ حلقه چاه در این دشت موجود است.
بایست از همین امروز حفر حتی یک حلقه چاه دیگر ممنوع کامل شود و تغییر کاربری آب مجاز.
کارآفرینان و هر نیازمند آب در این حوزه بایست خود اقدام به خرید آب از یک دارنده آب (مانند صاحب یک چاه کشاورزی موجود) بنماید.

تمام نفع بران آب در حوزه کشف رود در سه بخش بالا دستی، میان دستی و پایین دستی در پایین ترین سطوح به دور هم جمع شوند و تعاونی های آب بران محلی تشکیل دهند و در جلسات تخصیص آب دولت حضور به عنوان ناظر داشته باشند و بعد از مدتی حق رای داشته باشند و در پایان نیز تمام امور در اختیار یک فدراسیون آب بران (متشکل از نمایندگان این تعاونی ها که از بخش کشاورزی، صنایع،‌شرب و محیط زیست هستند) باشد (این یک پروسه چند ساله است) و در پایان دولت تنها در نقش یک پلیس ظاهر می شود که اجازه عبور از خط قرمز های پایداری (sustainability) آب را نمی دهد.

بایستی در حوزه آب شرب به جای اینکه قیمت گذاری کشوری داشته باشیم (یعنی قیمت آب در تهران برای تمام کشور تعیین می شود)، قیمت گذاری منطقه ای آب بایست داشته باشیم (آب در گیلان قیمت متفاوتی با کویر مشهد دارد).

بایستی میزان آب تجدید شونده سفره زیر زمینی آب مشهد محاسبه شود و هر چاه پس از مجهز شدن به کنتور، مجاز به برداشت مقداری آب شود. این مقدار آب بر حسب درصدی از میزان کل آب تجدیدشونده بیان می شود. به عنوان مثال یک چاه ممکن است مجاز به برداشت یک هزارم کل آب تجدید شونده دشت مشهد باشد. و مقدار کل آب تجدید شونده دشت مشهد در یک تاریخ مشخص مثلن اول مهر در رسانه ها اعلام می شود. با اعلام حق برداشت آب هر چاه به عنوان درصدی از کل آب قابل تجدید دشت، همیشه به سادگی مشخص است که ما چند در صد از این آب را برداشت می کنیم. مثل الان نمی شود که میزان آب برداشتی از سفره زیر زمینی دشت مشهد ۱۱۵٪ کل آب تجدید شونده دشت است!!؟

به جای لوله کشی های سنگین و هزینه بر که در صورت بروز مشکلات فرا منطقه ای نمی توان از کارایی این لوله کشی ها مطمئن بود بایست به تغییر کاربری آب و واردات آب مجازی (virtual water) روی آورد. ما از سد دوستی تا مشهد لوله کشیدیم، حالا که نمی توانیم سر لوله را برداریم و پشت کوه های کلات بگذاریم و از رود دیگری آب بگیریم. ما بایست آب را از منقطه (حوضه آبریز) خودمان تامین کنیم، در حوزه دشت مشهد آب به اندازه کافی هست، اما نه آنقدر که کشاورزی هم اینطور در حال توسعه باشد. ما باید تامین مواد اولیه مواد غذایی خود را به دشت های پر آب تر واگذار کنیم. ما آنقدر آب نداریم که بیش از ۱۵ تن آب (یک تانکر پشت یک کامیون را تصور کنید) را صرف کنیم تا یک کیلو گوشت گاو تولید کنیم (دوست عزیزی که در یک وعده غذایی خود و خانواده خود یک کیلو یا نیم کیلو گوشت مصرف می کنی، لطفن این آگاهی رو نیز داشته باش  که یک تانکر آب در هر بار غذا خوردن خود، می بلعی). خلاصه کلام کشاورزی کوچک شود (رشد منفی) و آب مورد مصرف کشاورزی به مصرف سایر بخش ها برسد و محصولات کشاورزی از اقلیم های پرباران تر وارد شود (وارد کردن آب به دشت در شکل مجازی virtual آن).

نکته مهم دیگر این که در بخش کشاورزی، ۸۵٪ آب تبخیر می شود در حالی که در شهر ۴۰٪ آب مصرفی جهت شرب تبخیر می شود. اگر آبی که قبلن در بخش کشاورزی بوده به مصرف شهری برسد ۴۵٪ آب به جای اینکه تبخیر شود وارد فاضلاب می شود که می توان آن را بازگردانی کرد. یعنی ما از هر واحد آب استخراجی از زمین استفاده بیشتری می توانیم بکنیم. لازم به ذکر است که هم اکنون بر اساس محاسبات اداره آب و فاضلاب، ۷۰٪ آب مصرفی خانوار به عنوان فاضلاب در نظر گرفته می شود (که وارد سیستم اگو می شود) و بابت آن روی قبوض از مشترک هزینه دریافت می شود.

در حاشیه به فضای سبز مشهد و سیاست های آبی خردمندانه تر در این زمینه هم بایست نگاهی داشت. چمن چیزی نیست که انتظار داشته باشیم در هر قطعه از فضای سبز مشهد شاهد آن باشیم. ما بایست الگوهای زیرواسکیپ (http://en.wikipedia.org/wiki/Xeriscaping) که نوعی از فضای سبز با مصرف آب کم و مخصوص اقلیم های بیابانی هستش، رو تمرین کنیم.

این کلیت گفته های دکتر داوری بود و آنچه که احتمالن در همایش عمومی (با مخاطب عام) مطرح خواهیم کرد.
این مطالب را منسجم و منظم تر خواهیم کرد تا برای عرضه به عموم آماده شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دو + = 10

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>