اگه بسیاری منقرض بشوند ما هم خواهیم شد!

ششمین انقراض عظیم

منقرض شدن چیز جدیدی نیست. در تمام این چند ملیارد سالی که حیات وجود داشته همیشه موجوداتی بوجود آمده اند و موجوداتی منقرض شده اند: هر سال به صورت طبیعی یک تا پنج گونه منقرض می شوند و روند گونه زایی، گونه های جدیدی وارد طبیعت می کند. اما تحقیقات اخیر وضعیت هولناکی را برای سالهای اخیر نشان می دهد! روند انقراض گونه ها اکنون هزار تا ده هزار برابر سریع تر شده است یعنی سرعت انقراض به هر بیست تا سی دقیقه یک گونه رسیده است! برخی پژوهشگران اعلام کرده اند که تا اواسط قرن پیش رو سی تا پنجاه درصد گونه های کنونی ناپدید خواهند شد (۱). این حجم انقراض و نابودی بسیار تکان دهنده است!

ما در میانه ششمین انقراض بزرگ تاریخ حیات هستیم
درصدی که از هر دسته به رنگ قرمز است، نشان می دهد چند درصد از ان دسته در معرض انقراض است. درصد دقیق و تعداد گونه های در خطر هر دسته درج شده است. در ردیف پایین هم تعداد گونه هایی که به طور کامل از دست داده ایم، مورد اشاره قرار گرفته اند.

داستان شیرها و کفتارها
شیرها مدت ها در این اندیشه بودند که به راستی کفتارها چه حق دارند که آهوهای مورد علاقه آنها را شکار کنند و شانس شکار آهو را برایشان کم کنند!؟ در نتیجه یک شورای سراسری شیرها تشکیل دادند و این موضوع را به شور گذاشتند. شیر فیلسوف بلند شد و گفت از نظر فلسفی که به موضوع نگاه کنی شیر سلطان جنگل است و بیشه و ساکنین آن خلق شده اند تا در خدمت او باشند. کفتار مادامی که مزاحمتی نداشت، می توانستیم تحملش کنیم ولی اکنون دیگر جمعیت ما زیاد شده است و ما به غذای بیشتری احتیاج داریم. شیر رئیس اداره آمار هم سری به نشانه تایید تکان داد. حذف کفتارها رای آورد و شیر رئیس پلیس هم در حالی که پنجه هایش را گره کرده بود، قول داد نیروهایش را برای این مهم بسیج کند.
گرد خاک نبرد در بیشه بلند شد و وقتی اوضاع آرام شد زمین از خون سیراب شده بود.
شیرها اکنون غذا و رفاه بیشتری به دست آورده بودند. شهرهای شان را توسعه بیشتری بخشیدند و شهرهای بزرگتر یعنی دانشگاه های بهتر، صنایع فراوری گوشت آهوی بهتر و همه اینها یعنی بچه شیرهای سرحال تر و با سوادتر…
اما هر روز نیاز به غذا بیشتر در میان شیرها بیشتر حس می شد… به همین خاطر در شورای سراسری بعدی که اکنون اعضای بیشتری داشت (دموکراسی هم در میان شیرها بهبود پیدا کرده بود)، شیر مسئول سازماندهی صید آهو بلند شد و گفت که در بیشه باید فکری برای گورخرها و گاومیش های بدگوشت بکنیم. آنها علوفه دشت را می بلعند و جا را برای آهوها تنگ کرده اند. اگر آنها نباشند آهو ها زیستگاه بیشتری در اختیار دارند و زادآوری بیشتری می کنند. بحث شیرها بر سر این موضوع به یک ساعت نکشید که رای گیری شد و به جز شیر بوم شناس که رای منفی داد، با اکثریت آرا همان سرنوشت کفتارها قرار شد سر گورخرها و گاومیش ها هم بیاید.
اما توسعه و رشد از نظر شیرها امری واجب و مقدس بود و به زودی احساس کردند هنوز هم نیاز به منابع غذایی بیشتری دارند.
شورای سراسری که برگزار شد همه با موهای زبر سر دمشان در حال خاراندن بناگوش شان بودند و متحیر بودند که دیگر چه کنند. شیر رئیس اداره کشاورزی، که شیر جوان و دانشگاه رفته ای بود برخواست و گفت ما بایستی در بیشه علف های به درد نخور و بدخوراک را نابود و به جای آن علوفه مورد علاقه آهوها را کشت کنیم. اینطوری آهوها غذای بیشتر و ما آهوی بیشتر خواهیم داشت. همه برایش کف زدند و قرار شد همین کار را بکنند.
این شد که آن بیشه شلوغ در نهایت شد یک بیشه وسیع که فقط سه نوع ساکن داشت: شیرها، آهوها و یک نوع علف خوش خوراک آهو. (۲)

سوال اساسی!
کاری که ما اکنون در حال انجامش هستیم بسیار شبیه داستان شیرهاست. ما هم بستر فلسفی و هم امکانات تکنولوژیکی لازم را در اختیار داریم تا همه گونه هایی که طبق تعاریف ما فاقد کارایی هستند، از بین ببریم. ما بین رشد و توسعه و حفظ تنوع و گوناگونی حیات، توسعه را انتخاب کرده ایم. توسعه و رشد امری مقدس است و بر آن حدی و مرزی نیست. حال سوال این است که چه مشکلی دارد اگر در نهایت ما باشیم و غذای مان و غذای غذای مان و دیگر هیچ؟

کلیدی ترین نکته اینجا این است که یک اکوسیستم به وسعت زمین تشکیل شده تنها از ما و غذای مان و غذای غذای مان، یک سیستم به شدت شکننده و آسیب پذیر است. مدلهای بوم شناختی می گویند هرچه تنوع زیستمندان بیشتر باشد، پایداری، کشسانی و قابلیت خود ترمیمی سیستم افزایش می یابد. یعنی در برخورد با ضربات و فشارهای بیرونی و داخلی احتمال از هم پاشیدن سیستم و از هم گسیختن زنجیره غذایی کاهش می یابد. به زبان ساده کشاورزی را تصور کنید که صد هکتار زمین دارد و همه آن را گیلاس می کارد. اگر سالی یک سرمای ناگهانی به هنگام شکوفه های گیلاس فرا برسد، آسیبی که این کشاورز می بیند بسیار اساسی و جدی تر از کشاورزی است که در زمینش دارای تنوع گیلاس، سیب، هلو، توت، خرمالو، بادام، گردو و غیره است. زیرا در زمانی که سرمای ناگهانی می رسد اگر برخی مانند گیلاس شکوفه داده اند، ولی احتمال دارد برخی هنوز زمان شکوفه شان نرسیده باشد و یا برخی شکوفه های شان را بسته باشند و وارد مرحله بعد شده باشند. این ضربه کشاورز اول را نابود می کند اما کشاورز دوم بقا می یابد.
تنوع زیستی حتی از یک دیدگاه صرف اقتصادی و سود محور نیز یعنی شانس بقا و موفقیت بیشتر ما.

من به عنوان یک شهروند چه نقشی دارم؟
اولین و مهمترین گامی که هر یک از ما می توانیم برداریم، تلاش برای کنترل جمعیت ماست. هر یک انسان بیشتر یعنی نیاز به منابع بیشتر و سنگینی بیشتر بر دوش زمین.
دیگر اینکه مسئولانه زندگی کنیم:
مصرف گوشتی که از برزیل می آید (چه مستقیم و چه به عنوان جزئی در سوسیس و کالباس) یعنی ما در نابودی جنگل های آمازون نقش داریم، یکی از مهمترین زیستگاه های حیات وحش بر روی این کره.
وقتی خواهان توسعه مداوم شهری و کشاورزی هستیم یعنی خواهان از بین بردن زیستگاه های حیات وحش هستیم.
وقتی نسبت به شکار بی تفاوتیم یعنی اهمیتی نمی دهیم که آهوی ایرانی، جبیر، کل و بز، قوچ و میش، خرس و پلنگ به سرنوشت ببر و شیر ایرانی دچار شوند.
وقتی خبر کشیدن جاده ای از میان یک جنگل یا منطقه حفاظت شده را می شنویم، حساسیت نشان می دهیم؟
کشتی های صید ماهی هر بار که تورهای شان را بالا می کشند، در کنار ماهی هایی که قصد شکارشان را داشته اند، انبوهی از ماهی های، از نظر آنها به دردنخور را هم از آب بیرون می کشند که مرده دوباره به دریا ریخته می شوند. این فقط ماهی نیست که امگا سه دارد، بسیاری از آجیل ها و محصولات دیگر مانند بذر کتان سرشار از امگا ۳ هستند. در انتخاب های غذایی مان دقت داریم؟
چوبی که وسایل چوبی ما از انها ساخته شده اند از جنگل آمده است؟ یا برای مان مهم است که چوب آن از درخت های پرورشی تهیه شده است؟
آیا با گرمایش جهانی به عنوان عامل اصلی تغییر اقلیم این کره آشنا هستیم (تغییر اقلیم متهم اصلی انقراض گونه هاست) آیا می دانیم که نقش فردی ما در گرم تر شدن زمین چیست؟
آیا در انتخاب های غذایی مان گرایش به سمت استفاده کمتر از گوشت و دامپروری صنعتی داریم؟
آیا وقتی که رای می دهیم در نظر می گیریم که چه کاندیدایی دلنگران زیست بوم این فلات است و موضوعات را فنی تر و همه جانبه تر می بیند؟

(۱)
http://wwf.panda.org/about_our_earth/biodiversity/biodiversity
(۲)
الهام گرفته شده از بخشی از کتاب هبوط، رمانی زیست محیطی درباره ریشه های فلسفی بحران محیط زیست. نوشته دنیل کویین، ترجمه دانیال قارونی زاده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج + = 6

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>