ایده راه اندازی یک مدرسه طبیعت را دارید؟

آیا ایده راه اندازی یک مدرسه طبیعت را دارید و نمی دانید از کجا شروع کنید؟ چطور مجوز بگیرید؟ چقدر سرمایه گذاری لازم دارید؟

من مدرسه طبیعت کاوی کنج را تاسیس کردم و یک سال و نیم مدیریت آن را داشته ام. الان دیگر در کاوی کنج کار نمی کنم و در کسب و کار اجتماعی دیگری با نام کشمون www.keshmoon.com برای کمک به کشاورزهای زعفرانکار و نجات قنات ها در خراسان جنوبی، مشغول هستم.
بر اساس تجربه ام در تاسیس مدرسه طبیعت کاوی کنج در مشهد و آنچه که از عبدالحسین وهاب زاده آموخته ام، می توانم پیشنهادات زیر را بدهم (توجه کنید که اینها پیشنهادات شخصی من هستند و هر فرد خود درباره روند کاریش تصمیم می گیرد).

عبدالحسین وهاب زاده، مبدع مدرسه طبیعت در ایران

عبدالحسین وهاب زاده، مبدع مدرسه طبیعت در ایران

گام های پیش از شروع:
۱٫ کتاب “کودک و طبیعت” چاپ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ترجمه عبدالحسین وهاب زاده و آرش حسینیان را تهیه کنید. اگر نمی دانید از کجا تهیه کنید می توانید از طریق وب سایت انتشارات (لینک وب سایت انتشارات) با آنها تماس بگیرید و نماینده انتشارات را در شهر خود بیابید و یا سفارش بدهید تا برای شما با پست ارسال کنند.
کتاب را که تهیه کردید از نظر من حتمن فصل ۱۲ بعد فصل ۱۱ و بعد ۵ و بعد ۴ را مطالعه کنید.

۲٫ مستند زنگ طبیعت را که چهل دقیقه است و صحبت های آقای وهاب زاده درباره مفهوم مدرسه طبیعت می باشد، از این لینک ببینید.

۳٫ با هماهنگی قبلی با مدرسه طبیعت کاوی کنج در زمانی که کودکان در مدرسه طبیعت حضور دارند، از آن بازدید کنید. این بازدید بسیار مهم است چون شما یک مدرسه طبیعت را در عمل می بینید، می توانید با کارکنان و والدین صحبت کنید و واکنش و نحوه فعالیت کودکان را ببینید. همچنین دیدی از چگونگی زیرساخت فیزیکی مدرسه طبیعت به دست می آورید.
برای تماس و هماهنگی با مدرسه طبیعت کاوب کنج، به این لینک مراجعه کنید.
شما می توانید به یک مدرسه طبیعت که به محل سکونت شما نزدیک تر است نیز مراجعه کنید. ولی توصیه من مدرسه طبعیت کاوی کنج است که قدیمی ترین است و فضای فیزیکی و فرایندهای کاری آن پخته شده است.

تا این مرحله دیدی واقعی تر نسبت به مدرسه طبیعت به دست آورده اید و با ذهنی روشن تر می توانید تصمیم بگیرید که آیا مایلید یک مدرسه طبیعت تاسیس کنید یا نه.

اگر مایل بودید که مسیر خود را ادامه بدهید و یک مدرسه طبیعت در شهر خود تاسیس کنید، قدم های بعدی به شکل زیر ممکن است، باشند:

اولین قدم های اجرایی برای تاسیس مدرسه طبیعت:

۱٫ یک قطعه زمین تهیه کنید. مساحت زمین هرچه بزرگتر باشد بهتر است اما کمتر از ٣٠٠٠ متر نبایست باشد.
– این زمین می تواند داخل فضای شهری باشد یا کمی از آن فاصله داشته باشد. ملاک این است که والدین احساس ایمنی و راحتی برای فرستادن کودکان خود به مدرسه طبیعت داشته باشند.
– برای تهیه زمین می توانید خود مستقیم اقدام کنید و زمینی بخرید یا اجاره کنید. یا به سراغ خیرین بروید و یا به سراغ نهادهای دولتی بروید. به عنوان مثال مدرسه طبیعت کاوی کنج ابتدا طرحی بود در پارک علم و فناوری خراسان رضوی، مرکز رشد کشاورزی. بعد از یک سال و اندی فعالیت در فضای این نهاد دولتی به دلیل تغییر مدیریت در زیرمجموعه جهاد کشاورزی و سختگیری های بی مورد، کاوی کنج مجبور به ترک این فضای دولتی شد و در زمینی که از سوی یک خیر در اختیار قرار گرفت، مستقر شد. مدرسه طبیعت کیکم در کرمانشاه در ملک شخصی مدیران آن واقع است، مدرسه طبیعت تبریز در زمینی واقع است که اجاره ای است، در یزد یک مدرسه طبیعت، در زمین گرفته شده از اوقاف فعال است، در قائن موفق شده اند برای مدرسه طبیعت از منابع طبیعی زمین بگیرند، در بیرجند از شهرداری برای مدرسه طبیعت کنکاج زمین گرفته اند و…. شما خود باید تلاش کنید و گزینه های مختلف را با سختکوشی و هوشمندی پیگیری کنید، تا زمین مناسب را برای مدرسه طبیعت خود بیابید.
پیشنهاد می کنم قبل از اینکه به شکل قطعی زمین را در تملک خود بگیرید، با آقای وهاب زاده تماس بگیرید. با ارسال چند عکس و توصیف ساده ای از زمین می توانید، مطمئن شوید که آیا زمین برای تاسیس یک مدرسه طبیعت مناسب می باشد یا نه.

۲٫ پس از تهیه زمین باید آماده سازی های لیست شده در این لینک را در زمین خود انجام بدهید.

۳٫ شما و سایر همکاران اصلی شما باید در یک دوره “آموزش تسهیلگری مدرسه طبیعت” شرکت کنید. در حال حاضر این دوره تنها در مدرسه طبیعت کاوی کنج که قدیمی ترین مدرسه طبیعت ایران می باشد برگزار می شود.
نقطه پر فروغ این دوره همراهی با عبدالحسین وهاب زاده و ارتباط نزدیک با ایشان می باشد. این کارگاه دیدگاه شما را درباره چیستی و نحوه کار و اداره مدرسه طبیعت عمق خواهد بخشید.
در طی دوره با آقای وهاب زاده درباره برنامه کاری خود و پیشرفت هایی که در فرایند تاسیس مدرسه طبیعت تان داشته اید، صحبت کنید.
برای ثبت نام در دوره آینده (که ممکن است زود پر شود) با مدرسه طبیعت کاوی کنج در تماس باشید.

۴٫ پس از آماده سازی کامل زمین و طی کردن “دوره آموزش تسهیلگری” در کاوی کنج، از دایره دوستان و اقوام نزدیک خود کودکان ۵ تا ۱۱ سال را فرابخوانید و چند برنامه اولیه در مدرسه طبیعت خود برگزار کنید. در صورتی که این برنامه ها به شکل خوبی پیش رفت و این احساس را داشتید که آماده شروع به کار رسمی هستید، با آقای وهاب زاده تماس بگیرید و اعلام آمادگی برای شروع به کار رسمی کنید. ایشان یا خود یا نماینده ای را برای بررسی دقیق تر به مدرسه طبیعت شما می فرستند. در صورت مورد تایید بودن، ایشان به دفتر مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست در تهران (دفتر آقای محمد درویش) اعلام خواهند کرد که برای شما تاییدیه صادر کنند (عبدالحسین وهاب زاده هیچ نسبت اداری با سازمان محیط زیست ندارد بلکه به این دلیل که ایشان معرفی کننده مفهوم مدرسه طبیعت در ایران بوده اند، دفتر مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست، به عنوان نهاد صادر کننده تاییدیه برای تاسیس مدرسه طبیعت، نظر ایشان را شرط می داند).
پس از دریافت تاییدیه از دفتر آقای محمد درویش، این تاییدیه را به محیط زیست استان و یا شهرستان خود می برید و پروانه فعالیت برای مدرسه طبیعت خود دریافت می کنید.
پس از این می توانید به صورت رسمی شروع به کار کنید.

22-mordad-ecofarm-0987533

سوالات متداول

۱٫ چقدر سرمایه برای تاسیس یک مدرسه طبیعت لازم است:
شما برای موارد زیر نیاز به سرمایه دارید (توجه: این لیست ممکن است کامل نباشد و همچنین در نهایت شما خود مسئولیت بررسی و برآورد سرمایه با توجه به شرایط خود دارید):
– سفر اولیه به یک مدرسه طبیعت (که بهتر است مدرسه طبیعت کاوی کنج در مشهد باشد) برای اینکه دیدگاهی واقعی تر از چیستی مدرسه طبیعت به دست بیاورید
– شرکت در دوره تسهیلگری مدرسه طبیعت کاوی کنج که سه روزه می باشد و در مشهد برگزار می باشد. شما باید شهریه شرکت در دوره و هزینه سفر و اقامت در مشهد را برای خود و سایر اعضای اصلی تیم تان در نظر بگیرید.
– تهیه زمین: شما ممکن است قطعه زمینی داشته باشید که متعلق به خودتان باشد و یا زمین را از خیری گرفته باشید و یا از یک نهاد دولتی. یا ممکن است زمین را رهن و اجاره کرده باشید و یا حتی خریده باشید. خود باید با توجه به شکل تهیه زمین، برآوردی از مقدار سرمایه لازم برای انجام این مورد، انجام بدهید.
– آماده سازی فیزیکی: در این لینک توضیح داده ام که چه آماده سازی های فیزیکی باید انجام شود. بستگی به شرایط زمین شما دارد که این هزینه ها چقدر باشد. ممکن است زمین شما محصور باشد و شما سرمایه گذاری ای برای این مورد لازم نباشد بکنید. شاید هم باید خود زمین تان را محصور کنید. شاید در زمین شما پیشاپیش یک ساختمان کوچک باشد و یا شاید بخواهید خودتان ساختمانی در آن بسازید و یا شاید هم تصمیم بگیرید فعلن بدون هیچ ساختمانی شروع به کار کنید.
برخی از موارد که در این لیست آورده ام، به عنوان مثال حیوانات را ممکن است با توجه به روابط خود بدون هزینه تهیه کنید و یا از نیروی داوطلب برای انجام بعضی از ساخت و سازها استفاده کنید (البته گاهی استفاده از نیروهای داوطلب منجر به دوباره کاری و صرف هزینه اضافه می شود).
خودتون باید لیست موارد مذکور در صفحه “زیرساخت فیزیکی مدرسه طبیعت” را بررسی کنید و ببنید چه مواردی برای شما ضرورت دارد و بعد خودتان با مشورت با یک فرد خبره، برآوردی از میزان سرمایه لازم برای آماده سازی فیزیکی زمین، به دست بیاورید.
– پرداخت هزینه برای سفر و اقامت فردی که برای بررسی مدرسه طبیعت تان، قبل از صادر شدن تاییدیه محیط زیست، به شهر شما می آید.
– هزینه های اداره کردن مدرسه طبیعت پس از شروع به کار رسمی و تا رسیدن به نقطه سر به سری (لحظه به هم رسیدن دخل و خرج). پس از شروع به کار رسمی شما درآمدتان از شهریه ای است که از کودکان می گیرید. در همین زمان مخارجی دارید از قبیل حقوق کارکنان، هزینه های مربوط به داوطلبان، نگهداری فضای فیزیکی مدرسه طبیعت (تغذیه حیوانات و…)، هزینه فعالیت های آگاهی رسانی درباره وجود و اهداف مدرسه تان، قبوض و سایر موارد.
در ابتدا تعداد کودکانی که به مدرسه طبیعت شما میان کمه. بعد کم کم با گذشت زمان این تعداد بیشتر می شه و درآمد مدرسه هم بیشتر می شه تا اینکه در یه نقطه، درآمد مدرسه با هزینه های مدرسه برابر می شه. شما باید مقداری پول ذخیره داشته باشین که تا رسیدن به این نقطه، بتونین هزینه های مدرسه رو پوشش بدین.

لیست بالا تنها شامل موارد عمده و ضروری می باشد. بدیهی است که موارد مختلفی را می توان به آن اضافه کرد. پیشنهاد می کنم به جمع موارد بالا ۳۰% اضافه کنید تا عدد شما به واقعیت نزدیکتر شود.

اگر برای تکمیل این لیست، پیشنهادی دارید خوشحال می شوم با من در میان بگذارید.

 

۲٫ برای تاسیس مدرسه طبیعت با چند نفر شروع کنیم؟

ساختن تیم یک فرایند است و به طور معمول در یک لحظه یا در یک مقطع انجام نمی شود.
پیشنهاد می کنم که نخواهید راه دست کم چند ماهه را چند روزه طی کنید. نظر شخصی من این است که درباره ایده و رویای خود با دوستان و همفکران خود صحبت کنید بدون اینکه پیشنهادی برای همکار شدن بدهید. پس از چند بار صحبت ببنید چه کسانی خود ابراز علاقه بیشتر می کنند و دغدغه نشان می دهند و موضوع را دنبال می کنند. افرادی که به واقع علاقمند باشند به احتمال زیاد در ابتدا در حد محدود بدون چشم داشتی برای کمک به شما و پیشبرد ایده وقت می گذارند. شما می توانید از بین این افراد، همکاران خود را گزینش کنید.

درباره تعداد افراد تیم فرض کنید که در شروع کار مدرسه طبیعت شما می خواهد در حدود ده کودک در هر جلسه پذیرش کرده باشد. اگر کودکان بالای چهار و نیم سال داشته باشند، برای هر پنج نفر دست کم یک نفر تسهیلگر لازم است. پس به طور مستقیم دو تسهیلگر برای ده کودک لازم دارید. یک نفر سوم هم لازم است که می توانیم او را سرپرست تسهیلگرها بنامیم. در صورتی که کودکی در حین حضور در مدرسه نیاز ویژه ای پیدا کند و یک تسهیلگر به طور کامل به او مشغول شود، تا زمانی که تسهیلگر به کار عادی اش بازگردد، سرپرست تسهیلگرها جای آن تسهیلگر را پر می کند. و یا ممکن است در حین کارگاه کار به خصوصی باید انجام شود به عنوان مثال به سوال یکی از مامان و باباها پاسخ داده شود، این می تواند وظیفه سرپرست تسهیلگرها باشد.

با توجه به اینکه اداره یک مدرسه طبیعت کارهای بسیاری دارد، از جمله مدیریت عمومی مدرسه، مسئولیت ارتباط با والدین و ثبت نام کودکان، نگهداری حیوانات و گیاهان و فضای فیزیکی مدرسه، حسابداری، تسهیلگری و… در مجموع به نظر می رسد، پس از شروع به کار رسمی، مدرسه طبیعت، یک تیم سه نفره را دستکم لازم داشته باشد.
این به این معنا نیست که شما در همین لحظه باید سه نفر باشید، بلکه باید در یک فرایند بده بستان و تعامل سعی کنید افراد مناسب را برای همکاری خود در آینده شناسایی کنید.

 

پیشنهاد شخصی؛ رابطه شما با سایر اعضای تیم چگونه می تواند تنظیم شود؟ شما به هر طریقی که مایل باشید می توانید نسبت خود با سایر اعضای تیم را مشخص کنید. ممکن است شما سرمایه لازم را برای انجام کار داشته باشید و سایر اعضای تیم در استخدام شما باشند. ممکن است سایر اعضای تیم انتظارات مالی و معنوی نداشته باشند و وقت و توانایی و تخصص خود را داوطلبانه یا با دستمزد ناچیز در اختیار مدرسه طبیعت بگذارند.
پیشنهاد من برای حالتی شبیه به این مثال است: شما شروع به کار می کنید و تمام سرمایه خود را که پنج میلیون تومان است، صرف هزینه کردن برای تاسیس مدرسه طبیعت می کنید و بعد از دو ماه یک نفر دوم به شما ملحق می شود که سرمایه ای ندارد ولی علاقمند به کار است و با تمام توان در خدمت ایده شروع به فعالیت می کند (و شما هم توان مالی برای پرداخت حقوق ماهیانه به فردی با این سابقه و توانمندی را ندارید) و پس از شش ماه هم یک نفر سوم به تیم ملحق شد که ده میلیون تومان سرمایه دارد و به اندازه شما هم می خواهد کار کند، حالا باید نسبت روابط خود را چگونه مشخص کنید.
روشن است که در این حالت باید سهام به نسبتی منصفانه بین این سه نفر تقسیم شود. اما این نسبت منصفانه چیست؟ چطور حقوق فرد اول که در تنهایی و سخت کوشی کار را شروع کرده است و ایده را به یک واقعیت تبدیل کرده است می تواند رعایت شود و چطور فرد دوم و سوم که وقت، انرژی، توانمندی ها و سرمایه خود را گذاشته اند و موجب رشد مدرسه طبیعت شده اند، حقوق شان رعایت می شود.
برای پاسخ به این سوال پیشنهاد می کنم کتاب بی نظیر “Slicing Pie” / قطعه کردن کیک / را از مایک مویر مطالعه کنید؛ وبسایت کتاب را اینجا ببینید. کتاب را باید از آمازون خریداری کنید (نسخه رایگان آن را من جایی ندیده ام). من این کتاب را تهیه کرده ام و خلاصه ای از آن نوشته ام و در کسب و کار اجتماعی جدیدم استفاده می کنم. من خلاصه ای از کتاب برای اعضای تیمم تهیه کرده ام. در صورت تمایل می توانم آن را با شما به اشتراک بگذارم (اصل کتاب چون در کیندل قابل خواندن است، قابلیت اشتراک گذاری ندارد).

اگر سوالی دارید با من از این طریق ارتباط برقرار کنید:
از طریق تلگرام: t.me/moqaem
از طریق ایمیل: mo . qaem [at] gmail . com

در صورت نیاز به صحبت تلفنی، می توانید از طریق لینک های بالا زمان مناسبی را هماهنگ کنیم و صحبت کنیم.

از اینکه همزمان با شما در این کهکشان هستم، خوش وقتم :)

هزینه ارائه مشاوره و بازدید حضوری

به اشتراک گذاشتن تجاربم در تاسیس و اداره یک مدرسه طبیعت، بدون هزینه می باشد. این مشاوره ها به صورت تلفنی یا اسکایپ یا از طریق ایمیل و تلگرام می باشد.

اما در صورتی که نیاز به حضور فیزیکی در یک مدرسه طبیعت باشد، این امر مستلزم پرداخت هزینه از طرف درخواست کنندگان می باشد.
حضور فیزیکی در یک مدرسه طبیعت با هدف های مختلفی ممکن است باشد:
– ارائه مشاوره حضوری و طرح ریزی فضاهای فیزیکی در خود سایت مدرسه طبیعت (به طور معمول یک برنامه یک روزه می باشد)
– برنامه ریزی و نظارت بر ساخت بخش فیزیکی مدرسه طبیعت (منظور از بخش فیزیکی مدرسه طبیعت موارد مذکور در این لینک می باشند). در این حالت مقدار حضور من در مدرسه بستگی به مواردی دارد که انجام آنها به اینجانب محول شده است.
– تهیه گزارش برای آقای وهاب زاده (به عنوان یک مرحله از مراحل دریافت مجوز فعالیت مدرسه طبیعت)؛ این گزارش که مدت زمان انجام آن حداقل دو روز می باشد، شامل مواردی خواهد بود که جناب وهاب زاده ذکر کرده باشند (به صورت عمومی موارد زیر در یک گزارش مورد بررسی قرار خواهند گرفت: وضع فیزیکی مدرسه و بخش های مختلف آن، میزان آشنایی تیم کاری مدرسه طبیعت با مفهوم مدرسه طبیعت، فرایند ثبت نام و پذیرش کودکان / والدین در مدرسه طبیعت و در نهایت بررسی کلیت فعالیت مدرسه طبیعت به نحوی که معرف یک نهاد مستقل و حامی ارتباط آزاد و سرخوشانه کودکان با طبیعت باشد).

هزینه های حضور فیزیکی برای یک روز شش میلیون و دویست و پنجاه هزار (۶/۲۵۰/۰۰۰) ریال می باشد و برای هر روز اضافه مبلغ دو میلیون و دویست و پنجاه هزار (۲/۲۵۰/۰۰۰) ریال اضافه می گردد.
– این ارقام با در نظرگیری این مورد می باشد که موسسین مدرسه طبیعت فضایی برای اقامت شبانه تدارک ببینند. فضای اقامتی ساده و دارای حداقل امکانات برای مدت حضور اینجانب کفایت می نماید.
– این مبلغ قابل پرداخت به شماره کارت ………… بانک صادرات به نام محمد قائم پناه می باشد(در صورت لوزم برای دریافت شماره حساب تماس بگیرید).

در نهایت لازم به ذکر می دانم که نهایت تلاش اینجانب کمک به موسسین مدارس طبیعت جدید بدون تحمیل هر گونه هزینه ای از سمت خودم می باشد و تلاش خواهم کرد تمامی آنچه می دانم را از طریق ابزار ارتباطی همچون تلفن، اسکایپ و ایمیل منتقل کنم. بازدیدهای حضوری تنها در صورتی انجام خواهد شد که درخواست کنندگان بسیار مصر باشند و یا الزامی مانند تهیه گزارش برای آقای وهاب زاده وجود داشته باشد.

Kavikonj Nature School

First I would like to write a bit about what “nature school” is.
By now more than 75% of Iranians live in urban areas and children interaction with nature is highly lost. Being disconnected of nature, will not only result in a wide range of behavioral problems and many learning process malfunctions but also the health of our mother nature will be highly at risk.
Recent studies shows pro-environmental views and behaviors are highly associated with engagement between children and direct experiences in nature at the critical age of 5 to 11 and surprisingly environmental education in childhood has no meaningful effect on pro-environmental behaviors in adulthood (http://www.outdoorfoundation.org/pdf/NatureAndTheLifeCourse.pdf).

Recently a great book is translated into Persian which provides scientific evidences for consequences of disengagement between children and direct experiences in nature; named “Children and Nature” by Stephan R. Kellert and Peter Kahn, translated by H. Vahabzadeh and A. Hosseinian.
children and nature cover-web
To give the opportunity of interaction with nature in our new lifestyle we have taken the idea of Hossein Vahabzadeh (a top ecologist, my beloved friend and master) and have started a venture / social business to promote taking children to natural areas, by educating families on great benefits of being in nature for children and parents and also introducing a practical solution (considering our current lifestyle) which we call it “Nature School“.
This is the mindset behind Kavikonj Nature School in Mashhad, the first of the type in the country.
Kavikonj Nature School consists of wild areas beside a small organic farm (some pieces of land for planting, some animals such as dogs, cats, sheep, goats, chickens, ducks, pigeons and etc) all located inside Mashhad, the second big city of Iran. When children come to our nature school, they are free to have any self-initiated activity in this natural environment, the opportunity that children ever had, from million years ago up to few decades back.
We also see our nature school as an alternative / new education method and some parents are now enrolling their children at Kavikonj Nature School as a pre-school education center and also some are approaching us to enroll their children at our nature school instead of primary school.
20150113_120059
Up to now many from other cities including Tehran, Isfahan, Rasht, Ahwaz, Shiraz and etc have traveled to visit and know more about Kavikonj Nature School. I am proud to see few of them has started their nature school in recent months.
After lifting sanctions I left Kavikonj to get back to saffron export field (I am coming from saffron farming background). But now voluntarily I share the lessons learnt in Kavikonj to those who want to start and run a similar venture in his/her city.

خشکسالی- اول

تغییر اقلیم یکی از چالش‌های جدی‌ پیش‌روی تمدن عصر حاضر و موضوع دایمی‌ترین و روبه‌رشدترین جنبش اجتماعی در دهه‌های اخیر است. جنبش‌های محیط زیستی، تقریبا تنها جنبش‌های اجتماعی جهانی‌اند که توانسته‌اند فعالانه جایگاه پیشتاز خود در جامعه مدنی در دوران معاصر حفظ کنند.

ایران در معرض خشکیدن است؛ خشکسالی بی‌بازگشت و ویرانگری که استمرار تمدن و بقای سرزمین ایران را به چالش کشیده است. خشکیدگی ایران گرچه پدیده‌ای اقلیمی است، اما به دلیل بی‌بازگشتی و تاثیر گسترده آن بر سامانه اجتماعی، فرهنگی و اقلیمی، چشم‌انداز متفاوتی برای ایران رقم خواهد زد. سازگاری با آن مستلزم فهم مولفه‌های گوناگونی است که بر تشدید اثرات آن موثرند.

جنبش‌های مدنی و پایش محیط زیست

سیاست‌های توسعه‌ای شمار قابل توجهی از دولت‌های دوران مدرن، عموما ضدمحیط زیستی است. صنعت‌محوری،‌ توسعه‌طلبی ناپایدار و الزامات کاهش هزینه‌های تولید، دولت‌ها را به اتخاذ سیاست‌های ناسازگار با محیط زیست وادار می‌کند.

بحران‌های اقلیمی مثل خشکسالی و تغییر اقلیم به وخامت اوضاع می‌افزایند. خشکسالی یک وضعیت بحرانی اقلیمی است که رویارویی بخردانه با آن، مستلزم دگرگونی وسیع در نهادها و ساختارهای اجتماعی است.

نظام سیاسی باید خود را با این تغییر هماهنگ سازد. اما اینجا مساله مهم‌تری به وجود می‌آید: برای سازگاری با این تغییر و تعدیل پیامدهای خشکسالی، دولت‌ باید سیاست‌ها و برنامه‌های کلان خود را در حوزه اقتصاد، تجارت، تولید، صنعت و کشاورزی دگرگون کند.

این کار آسان نیست. انجام آن مستلزم چشم‌پوشی از منافع کوتاه‌مدت و فعلی است. دولت‌ها به سختی مجاب می‌شوند منافع اقتصادی، سیاسی و تجاری فعلی خود را فدای رفاه و امنیت نسل‌های آینده کنند و دولت‌ها متاسفانه برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی خود به نسل حاضر وابسته اند نه نسل‌های آتی.

در چنین وضعیتی نهادهای مدنی می‌توانند با ایجاد مطالبه‌گری در مردم، دولت‌ها را مجبور به اجرای سیاست‌های لازم برای تعدیل پیامدهای ویرانگر پدیده‌های اقلیمی من‌جمله خشکسالی کنند و حتی‌الامکان مانع از تداوم فعالیت‌های تشدیدکننده وضع وخیم اقلیمی شوند.

اگر به دستاوردهای جنبش‌های محیط زیستی در کشورهای توسعه‌یافته – که حوزه جغرافیایی-سیاسی دموکراتیک‌تر، آزادتر و مدنی‌تر هم هستند – نگاه کنیم، به خوبی متوجه رابطه مثبت جامعه مدنی با سیاست‌های انطباق با تغییر اقلیم می‌شویم.

Image copyrightISNA

هرچه جامعه مدنی توسعه بیشتری یافته باشد، این سیاست‌ها هم وسعت، عمق و شتاب بیشتری می‌یابند. برعکس،‌ هرجا این جنبش‌ها، فروپایه‌تر، کم‌پیداتر و کم‌اثرتر هستند، آشنایی مردم با وضعیت محیط زیست و پیامدهای گرانبار تغییر اقلیم هم کمتر است.

توش و توان این جنبش‌ها، در رژیم‌های اقتدارگرا به کمترین حد خود می‌رسد، لذا عجیب نیست که در این دولت‌ها مسایل اقلیمی هم موضوعی دست چندم و کمابیش فاقد اولویت است.

تمامیت‌خواهی و تشدید تخریب محیط زیست

نقش محوری جامعه مدنی در برانگیختن توجه نسبت به مسائل اقلیمی قابل انکار نیست. در دولت‌های تمامیت‌خواه که زمینه‌های انسداد جامعه مدنی مهیاتر است، بهره‌برداری بی‌رویه از طبیعت هم تشدید می‌شود. این دولت‌ها مجبور به الگوبرداری تک‌خطی از سیاست‌های توسعه‌ای مخرب و ناپایدار هستند.

آنها علیرغم شعارهای جذاب ضد سرمایه‌داری، به دلیل نیاز به ارائه نمایه‌های توسعه و ثروت و حفظ جلوه مردم‌داری و پیشرفت، بی‌محابا به بهره‌برداری از محیط ادامه ‌می‌دهند. سیاست‌ها و برنامه‌های این دولت ها عموما بر محور ایدئولوژی است و سایر حوزه‌ها کم‌اهمیت‌ترند.

این امر مانع از کنش‌های هوشمندانه برای انطباق با وضعیت‌های وخیم اقلیمی می‌شود. به علاوه، غلبه‌ رویکرد ایدئولوژیک بر کنش‌های اقتصادی، موجب می‌شود فعالیت‌های اقتصادی به جای تمرکز بر پروژه‌های پایدار و توجه به مولفه‌های محیط زیستی، به سمت مولفه‌های ارزشی و عقیدتی، تقویت قدرت اقتصادی نهادهای امنیتی و انتظامی، و قدرت‌بخشی به نهادهای نظامی و دینی هدایت شوند.

حفظ محیط زیست و سازگاری با بحران‌های اقلیمی نظیر خشکسالی و خشکیدگی، معمولا اولویت اول این نهادها نیست.

توتالیتاریسم و ترجمه امنیت غذایی به خودکفایی کشاورزی

رژیم‌های تمامیت‌خواه، امنیت غذایی را به خودکفایی کشاورزی ترجمه می‌کنند که در شرایط اقلیمی ناگوار تخریب محیط زیست را تشدید می‌کند. اگر “خودکفایی کشاورزی” و “پایداری محیط زیست” رو در روی هم صف‌آرایی کنند، پیروز میدان معمولا سیاست‌های مبتنی بر خودکفایی است، نه اجرای الگوهای مبتنی بر انطباق با خشکسالی و خشکیدگی.

محیط زیست وقتی اهمیت می‌یابد که جلوه اجتماعی و تبلیغی خودکفایی کشاورزی، که اقتدار نظام سیاسی به آن پیوند خورده، پیشاپیش تضمین شده باشد.

به این ترتیب ممکن است کشاورزی، حتی به قیمت بیرون کشاندن ته مانده‌ی رمق آبی سرزمین، در اولویت قرار گیرد. البته این سختگیری و عصبیت، دلایل روشنی دارد. محدودیت روابط بین‌المللی و حساسیت‌های ایدئولوژیک، این کشورها را از نظر تجاری منزوی می‌کند. آنها به علت بیگانه‌گریزی و روابط محدود با دشمنان بالقوه و بالفعل، از نظر روابط بین‌المللی بسیار آسیب‌پذیر هستند که نتیجه آن، هراس از توقف کشاورزی و بی‌قوت ماندن مردم است.

Image copyrightISNA

از طرفی، اقتدار و استمرار آنها وابسته به توده عظیمی است که بخش بزرگی از آنها کشاورزند و در روستاها مستقرند. به همین دلیل سیاست‌های محوری ملی در این کشورها معمولا بر پایه تقویت نظام روستایی و کشاورزی ناپایدار است.

حتی اگر ا‌فزایش جمعیت روستایی و کشاورز ناممکن باشد، تلاش می‌شود تا با ثنای کشاورزی و روستا، این شور زنده بماند. در نظام‌های اقتدارگرای دینی، طبیعت از این هم بدفرجام‌تر است. حاکم دانستن انسان بر خیر و شر طبیعت و باور به اصل “طبیعت در خدمت انسان”، با منافع تمامیت‌خواهانه اقتصادی و سیاسی ایدئولوژیک در می‌آمیزد و طبیعت را به قربانی درجه یک تبدیل می‌کند.

کم‌رمقی نهادهای مدنی

کم‌ارج بودن نهادهای مدنی و جنبش‌های محیط زیستی، از توان آنها برای پایش و شرح وضعیت اقلیمی می‌کاهد. پیش‌تر گفته شد که نقش نهادهای مدنی در پایش محیط زیست، طرح مطالبات و گسترش دانش محیط زیستی در سطح عمومی جامعه بسیار مهم است و عاملی اثرگذار بر حوزه تصمیم‌گیری کلان هستند.

در آن دسته از نظام‌های سیاسی که نهادهای مدنی یا نیستند یا در حاشیه نظام تصمیم‌گیری و برنامه ریزی، ضعیف، کم اثر و نمایشی هستند و برای حفظ هویت نهادی، ناگزیر از وابستگی به دولتند، یا دارای ضعف‌های ساختاری هستند، کمتر به اولویت‌های محیط زیستی توجه می‌کنند. لذا قادر به نهادینه کردن مطالبات محیط زیستی و توسعه اطلاعات لازم در سطح جامعه نیستند و پارادایمی هم مبتنی بر مراقبت و اهمیت محیط زیست در فضای عمومی جامعه برنمی‌سازند.

در مجموع موضوعاتی مورد توجه نهاد‌های محیط زیستی کم‌جان قرار می‌گیرند که هم برای رسانه و هم دولت جذابیت بیشتری داشته باشند، و با چالش کمتری همراه باشد. این رویکرد،‌ دلمشغولی‌های محیط زیست‌دوستان را به تابعی از خوشایند دولت تبدیل می‌کند.

لذا موضوعاتی مثل خشکسالی و خشکیدگی، چون به راه‌حل‌هایی وابسته‌اند که نهادهای مدنی را رودرروی سیاست‌های رسمی دولت قرار می‌دهند، چندان موردتوجه نیستند. به ویژه آن دسته از بحران‌های اقلیمی که سازگاری با آنها مستلزم ارایه پیشنهادهایی ایجابی و رهایی‌بخش برای تغییر در سیاست‌های موجود در حوزه کشاورزی، قوانین مالکیت و فقهی و .. است، به حاشیه توجه و کنشگری مدنی کشیده می‌شوند.

علاوه‌براین، در این دولت‌ها جنبش‌های محیط زیستی ظرفیت بالقوه سیاسی شدن را هم دارند. کم‌امکانی توسعه نهادهای مدنی سیاسی در دولت‌های تمامیت‌خواه، این جنبش‌ها را به محملی برای طرح مطالبات و اعتراض‌های سیاسی تبدیل می‌کند و از کارکرد تخصصی آنها می‌کاهد.

جامعه‌ تک‌صدا و درماندگی رسانه‌ها

با نبود رسانه‌های متعدد و فقدان فضای چندصدایی، امکان طرح جامع مسایل محیط زیستی هم، به قدر کافی فراهم نیست. رسانه هرچه عمومی‌تر باشد و دامنه فراگیری آن گسترده‌تر و زبان به کار رفته در آن علمی‌تر و ساده‌تر، اثربخشی پیام‌هایش نیز افزون خواهد بود.

سرگردانی و کم‌دانشی رسانه‌ها در شناخت اولویت موضوعات محیط زیستی و تعلل در طرح موضوع خشکسالی و خشکیدگی به عنوان مهم‌ترین پیامد تغییر اقلیم، به سرگردانی مردم در فهم وضعیت موجود اقلیمی می‌انجامد. برخی از دلایل این سرگردانی، به ماهیت کم‌ارج رسانه و کارگزارانش مربوط است. فقدان فعالیت مستقل، هوشمند و خلاق رسانه‌ای در حوزه ‌اقلیم، که مانع از توجه عالمانه به موضوع خشکسالی می‌شود، عمدتا معلول‌ جایگاه رسانه در نظام سیاسی است.

التزام به برقراری امنیت قهری

پژوهش‌های پرشماری درباره رابطه بین بحران‌های اقلیمی و تنش‌های اجتماعی انجام شده است. نتایج این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بحران‌ها – به ویژه بلایای طبیعی شامل سیل، خشکسالی، زلزله و .. – اعتراض‌های اجتماعی را تشدید می‌کنند.

در نظام‌های تمامیت‌خواه، سیستم کنترل اجتماعی در حوزه عمومی، بر قوه قهریه و امنیتی استوار است. این امر موجب می‌شود واخواهی‌های معمول اقلیمی به شدت و به سرعت به کنش‌های ضد امنیت عمومی ترجمه ‌شوند. نتیجه این امر علاوه بر تشدید پیامدهای اجتماعی خشکسالی و امنیتی‌ترشدن فضا، تداوم تخریب محیط زیست با شدت بیشتر در سکوت و رکود خبری است.

فرجام سخن اینکه، خشکسالی و محدودترشدن امکانات اقلیمی، برای مردمانی که یک چشم‌شان به آسمان است که ببارد و چشم دیگرشان به زمین که بار دهد، عموما به اعتراض‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی دامن می‌زند و موجب تشدید کنش‌های نظارتی و امنیتی می‌شود. نتیجه آن،‌ تنگنای بیشتر جنبش‌های مدنی، سکوت دامنه‌دارتر رسانه‌ها درباره موضوعات کلیدی اقلیمی و کم‌اطلاعی مزمن درباره خشکسالی، تغییراقلیم و راه‌های سازگاری با آن است:‌ کشمکش و گردونه باطلی که قربانیان آن طبیعت، تمدن و مردم‌ هستند.

اولین همایش ملی کودک و طبیعت

از سال ۱۳۹۲ که با چاپ کتاب کودک و طبیعت، ترجمه استاد عبدالحسین وهاب زاده یکی از برجسته ترین استادان بوم شناسی، ایده مدرسه طبیعت و مفهوم آن برای اولین بار در ایران مطرح شد، گروه های زیادی از فعالان و علاقه مندان محیط زیست از سراسر ایران برای راه اندازی مدرسه طبیعت در شهرشان اعلام آمادگی کرده اند.
مدرسه طبیعت برای کودکان ۴ تا ۱۲ سال شکل گرفته است تا کودکان در این دوران حساس رشد، شاد، سرخوشانه، آزاد و بدون هر نوع محدودیت و آموزش مستقیم در طبیعت، به دنبال کشف و بازی با دوستان واقعی و خیالی باشند و در این تعامل آزاد و خلاق با طبیعت، عشق و انگیزه نسبت به محیط های طبیعی در آن ها شکل بگیرد.

همایش ملی کودک و طبیعت

همایش ملی کودک و طبیعت

فعالان مدرسه طبیعت برای تحقق اهداف مدرسه طبیعت و آشنایی والدین، فعالان حوزه کودک و محیط زیست، علاقه مندان، پژوهشگران، اساتید و دانشجویان، با مفهوم و کارکرد مدرسه طبیعت، اولین همایش ملی کودک و طبیعت را در روز ۵شنبه، ۱۷ دی ماه ١٣٩۴ در دانشگاه تربیت شهید رجایی تهران (لویزان) با حضور استاد عبدالحسین وهاب زاده برگزار می کنند.
برای آشنایی و حمایت از مدرسه طبیعت و فعالان این حوزه، از همه علاقه مندان به شرکت در این همایش دعوت می شود تا برای ثبت نام حداکثر تا روز دوشنبه ۱۴ دی ماه به سایت همایش www.confsrttu.ir/cn مراجعه کنند. لازم به ذکر است برای همه ثبت نام کنندگان در همایش گواهی حضور در همایش با تایید پژوهشکده آموزش علوم و مهندسی و قطب علمی کشور، هدایای با ارزش، از جمله نسخه اصلی کتاب کودک و طبیعت، مجله دانشنامه (مرتبط با محیط زیست)، دى وى دى فیلم هاى مربوط به مدرسه طبیعت، پذیرایی و ناهار برنامه ریزی شده است.

گفتگوهای اولیه درباره جذب حامی مالی

متن های این صحفه در گفتگو با یکی از مشاوره گیرندگان ما شکل گرفته است و این متن ها در حال ویرایش می باشد.
اگر تجربه عملی درباره جذب حامی دارید، داستان آن را برای ما ارسال کنید تا با سایر فعالین مدرسه طبیعت به اشتراک گذاشته شود.

سوال:
در خصوص مدارس طبیعت سوالی داشتم.
اینکه اثر گذار ترین مطلبی که می توان برای جذب حامی یا اسپانسر گفت چه هست؟

پاسخ:

درباره جذب حامی مالی نکات مختلفی می تونه مطرح بشه. برای همین خیلی خوب خواهد بود اگه به صورت دقیق و مشخص یک مورد را مطرح کنین و روی مورد صحبت کنیم.
الف)
از دید من دو قدم مهم در راضی کردن یک فرد برای حمایت مالی از یک حرکت خوب وجود دارد؛
اول اینکه آن فرد به شما یا سازمان شما اعتماد داشته باشد. بداند که شما صادقانه و به راستی موضوعی را که بیان می کنید، دنبال می کنید. به عنوان مثال وقتی به یک حامی مالی بیان می کنید که شما برای انجام کار الف نیازمند حمایت مالی هستید، طرف مقابل اطمینان داشته باشد که شما در صورت دریافت کمک مالی، کار الف را انجام خواهید داد.
قدم دوم این است که شما بتوانید طرف مقابل را متقاعد کنید که انجام کار الف دارای ضرورت تام و تمام است. به این نتیجه برسد که برای نجات انسان ها / داشتن دنیایی بهتر باید این کار انجام شود.
ب)
به هر صورت صحبت کلی در این باره بسیار دارای تفصیل خواهد بود، اگر برایم بنویسین مشخصات فردی، شخصیتی و روحی نفری که می خواهید با او صحبت کنید چطور است، به صورت موردی درباره او بحث خواهیم کرد. مثلن آیا این فرد از قبل شما را می شناسد، چقدر می شناسد، اصولن خیر است یا نه، خیر چه حوزه ای است (خیر سلامت است، حوزه کودک است، خیر محیط زیست است و…)، با مدرسه طبیعت آشنااست یا شما برای اولین بار مدرسه طبیعت را به او معرفی کرده اید، به محیط زیست اهمیت می دهد یا کودک، چرا شما فکر کردید که مناسب است با او صحبت کنید، برآورد کلی شما از مقدار کمکی که این خیر ممکن است بکند چقدر است (مقدار تقریبی کمک بر شکل برخورد موثر است) و…
پ)
نظر کلی من این است که، همیشه و همیشه به یاد داشته باشید که شما به یک حامی مالی نیاز ندارید، شما به یک حامی به معنای عام آن نیاز دارید. فعالین اجتماعی تازه کار فکر می کنند اگر پول باشد مشکلات حل خواهد شد. ولی دنیای ما پیچیده تر است و ظرافت های بسیاری دارد. شما به حمایت اجتماعی نیاز دارید، به نفوذ و روابط در سازمان های دولتی و ادارات نیاز دارید، شما به فردی که شما را به عامه مردم معرفی کند نیاز دارید و…
یک حامی را ابتدا به عنوان یک انسان ببینید و بشناسید، بفهمید او کیست و چرا پای صحبت شما نشسته است.
بفهمید چه دغدغه هایی دارد و فصل مشترک دغدغه های او و شما کجاست. شما باید از این نقطه یا نقاط مشترک وارد شوید. پس اول فرد مقابل تان را بشناسید.
ت) 
در آینده حامیان شما می توانند در یک گروه متشکل بشوند و بهترین راه ها را برای حمایت از شما را جستجو کنند.
در این مورد در صورت لزوم بعدن صحبت خواهیم کرد.
ث)
داستان گویی را در صحبت با افراد و به خصوص حامیان فراموش نکنید. همیشه از داستان استفاده کنید. مثلن داستان هایی که در مدرسه طبیعت اتفاق می افتند و یا هر مورد دیگری. ما انسان ها برای هزاران سال و حتی بسیار بیشتر، از داستان به عنوان کانال انتقال اطلاعات استفاده می کرده ایم. داستان های خوب به خاطر ما می مانند و اثر بیشتری بر ما می گذارند.
ج)
چند مقاله از سایت معتبر یاریکده برای شما به اشتراک می گذارم:
پنج مهارت مهم برای جذب کمک‌های مالی http://yarikadeh.com/fa/content/208
پنج باور غلط در جمع‌آوری کمک‌های مالی http://yarikadeh.com/fa/content/201
ده مدل برای جمع‎آوری کمک مالی http://yarikadeh.com/fa/content/182
چ)
یاریکده دوره های بسیار خوبی برای کمک به سازمان های مردم نهاد و غیر انتفاعی ارائه می کند که برای فعالین اجتماعی بسیار مفید هستند: http://yarikadeh.com

سوال:
به صورت خاص من در خصوص مدرسه طبیعت و نیاز به یک خانه باغ به دنبال حامی مالی هستم .

کسی مد نظرم نیست ، تنها در این فکر هستم که با یکی دو خیر یا اسپانسر از طریق دوستانی که می شناسم، آشنا شوم یا به خیرین مدرسه ساز استان مراجعه کنم. در نتیجه عملا من را نمی شناسند و من هم آن ها را نمی شناسم  وتنها دو مورد تقدیر و تشکر از استانداری و محیط زیست استان دارم به واسطه ان جی اوئی که قبلا مدیرعاملش بودم که می توانم به آنها ارائه دهم.  مدرسه طبیعت را به صورت شخصی یا در قالب موسسه قصد دارم راه اندازی کنم.
در خصوص میزان حمایت هم من نیاز دارم به اینکه اگر بشود هزینه رهن یک خانه باغ را بدهد یا درصد بیشتری از رهن آن را بدهد.
از نظر ارتباطات  با شهرداری و محیط زیست روابطم با این دو ارگان خوب است و آشنایانی دارم در آنجا به واسطه فعالیت هایم. ولی نمی دانم چه جوری به شهرداری بگویم که این مکان باغ را رایگان در اختیارم بگذارد.

پاسخ:

تا اینجا که من متوجه شدم شما تصمیم به راه اندازی یک مدرسه طبیعت دارید.
در این مرحله به دنبال یک محل استقرار برای مدرسه طبیعت خود می گردید.
گزینه های شما برای پیدا کردن این محل استقرار موارد زیر هستند:
-  خیرین شهر به صورت عمومی (ممکن است زمینی در اختیار شما بگذارند یا اینکه مقداری از رهن یک فضا مناسب را در اختیار شما بگذارند)
- خیرین مدرسه ساز به صورت خاص
- شهرداری
از نظر قانونی و حقوقی شما دو گزینه پیش روی خود می بینید: 
- فعالیت به صورت شخصی
- فعالیت در قالب موسسه
 
بسیار خوب، تا اینجا تا حدودی صورت مسئله روشن است.
فقط چند سوال دیگر دارم:
۱٫ آیا دوستان شما خیر به خصوصی را در نظر دارند که به شما معرفی کنند؟ یا اینکه به صورت کلی موضوع ذکر شده است. کمی درباره این دوستان و میزان نزدیکی شان به شما و خیرها بنویسید. و اگر از سابقه کاری این خیرین اطلاعی دارید برایم بنویسید. اگر اطلاعاتی ندارید و نمی توانید به سادگی کسب کنید، فعلن مهم نیست.
۲٫ دوستانی که در شهرداری دارید، در کدام بخش شهرداری و در چه رده موقعیتی هستند؟

۳٫ آیا این موسسه که اشاره کردید پیش از این ثبت شده است یا می خواهید آن را به ثبت برسانید.
 درباره موارد بالا و پیدا کردن محل استقرار مدرسه طبیعت برای شما خواهم نوشت ولی، موضوعی را می خواهم مطرح کنم.
اگر شما زمینی برای استقرار مدرسه طبیعت خود بیابید، شما به چند چیز به صورت حتم احتیاج خواهید داشت:
- یک تیم کاری که سابقه کار با کودک در طبیعت داشته باشد
- یک جامعه از مخاطبین (خانواده های دارای کودک سن ۳ تا ۱۲ سال) 
- فرایندهای پایه اداری از قبیل نظام حسابداری، شیوه های قیمت گذاری 
 و غیره.
از همین جهت نظرتان چیست که چند سفر برای کودکان به فضاهای طبیعتی ترتیب بدهید؟
برای این کار باید تیم جمع کنید،
با افرادی که در شهر شما را می توانند به خانواده های دارای کودک وصل کنند، آشنا شوید و با آنها رابطه بسازید
کار با کودک را در طبیعت به صورت عملی شروع کنید
علاوه بر همه این ها پیدا کردن زمین هم برای شما تسهیل خواهد شد: به دو دلیل اول اینکه به خیرین و حامیان ثابت می کنید که شما جدی هستید و کار را پیشاپیش شروع کرده اید. دوم اینکه خبر شما در شهر می پیچد، شبکه اجتماعی شما گسترش پیدا می کند و شما از طریق این شبکه احتمال پیدا کردن زمین را برای خود افزایش می دهید.
ما نیز در مدرسه طبیعت مشهد پیش از شروع مدرسه طبیعت، کودکان را سفر می بردیم.
آیا به این سفرها فکر کرده اید؟
این گفتگو ادامه دارد….

رستوران های ویژه گیاهخواری: خانه و کلبه محبت

در این صفحه درباره دو رستوران گیاهخواری که در مشهد راه اندازی کرده ام، خواهم نوشت. این دو رستوران اولین رستوران های گیاهی مشهد بوده اند.

روزنامه فرانسوی لوموند نوشته ای درباره رستوران گیاهخواری خانه متنی منتشر کرده است. متن این مقاله لوموند رو می تونید در اینجا بخونید (به زبان فرانسوی).

کلبه محبت - اولین رستوران گیاهخواری مشهد

کلبه محبت – اولین رستوران گیاهخواری مشهد

رستوران گیاهی خانه - دومین رستوران گیاهی مشهد

رستوران گیاهی خانه – دومین رستوران گیاهی مشهد

کلبه محبت – اولین رستوران گیاهخواری مشهد

مشاوره راه اندازی مدرسه طبیعت

چرا مدرسه طبیعت؟
من محمد قائم پناه موسس مدرسه طبیعت کاوی کنج هستم. من بعد از یک و نیم سال از کاوی کنج بیرون آمدم و یک کسب و کار اجتماعی به اسم کشمون www.keshmoon.com تاسیس کردم که به کشاورزان زعفران و نجات قنات ها در خراسان جنوبی کمک می کند. در حال حاضر تجربه ای که در تاسیس اولین مدرسه طبیعت ایران را داشته ام، داوطلبانه با علامندان به اشتراک می گذارم.

———————————————————————————————————————————————

- شما نیز این رو می دانید که قسمت زیادی از چگونه بودن ما در بزرگسالی ناشی از چگونگی کودکی کردن ما در خردسالی است.
درباره کیفیت کودکی کردن فرزندان خود / بچه های محله، شهر و کشور نگران هستید؟

– برای داشتن جامعه ای سالم و توانمند در این فکر هستید که اعضای جامعه در کودکی شان باید در معرض آموزش (یا به عبارت درست تر از دید من فرصت های یادگیری)  مناسبی باشند؟
{البته در نگاهی کلی تر یادگیری کودک و بزرگسال شاید به سختی از هم قابل تفکیک باشد}

– در این فکر و دغدغه هستید که محیطی که در آن زیست می کنیم، دستخوش تغییراتی است که در کوتاه مدت و بلند مدت شاید دیگر قابلیت زیست انسان در آن نامعلوم باشد… دغدغه طبیعت را دارید و می خواهید کاری موثر در این زمینه انجام دهید؟

– در اندیشه یک کسب و کار هستید که جنبه های اجتماعی داشته باشد؟ یا می خواهید یک نهاد مردمی با هدف اثرگذاری مثبت بر جامعه پایه بگذارید؟ و یا پروژه ای جدید در سمن (سازمان مردم نهاد) خود در حوزه کودک و طبیعت تعریف کنید؟

اگر پاسخ شما به یکی از پرسش های بالا تا حدودی مثبت است، مدرسه طبیعت نهادی است که پیشنهاد می کنم آن را بیشتر بررسی کنید.

برای آشنایی بیشتر درباره مدرسه طبیعت و دیدگاهی که من نسبت به آن دارم می توانید به مصاحبه ای که با وب سایت کتابک داشته ام مراجعه کنید.

vahab-hedgehug-kordine-29shahrivar92-2

عبدالحسین وهاب زاده – پروژه تسهیل ارتباط کودک و طبیعت – برنامه سفر یک روزه به طبیعت

اینجانب، محمد قائم پناه از بهار ۹۲ همراه با عبدالحسین وهاب زاده (لینک صفحه ویکی پدیا) درگیر پروژه ای برای تسهیل ارتباط کودک و طبیعت بوده ام. در ادامه این پروژه اولین مدرسه طبیعت ایران (۱) را در قالب طرحی به مرکز رشد فناوری کشاورزی (زیر مجموعه پارک علم و فناوری خراسان رضوی) ارائه کردم که بعد از کارشناسی و برگزاری جلسه دفاع مورد پذیرش قرار گرفت. در یک سال ابتدایی مدرسه طبیعت کاوی کنج، عهده دار زهبری و مدیریت امور آن بوده ام. در آن روزها واژه مدرسه طبیعت ناآشنا و برای همگان جدید بود. هدف و رسالت مدرسه طبیعت روشن بود اما چگونه اجرایی کردن آن گنگ بود. در آغاز این دوره بحرانی، مدرسه طبیعت یک قطعه زمین پر از خار بود و من تنها. در پایان این دوره یک ساله زمانی که از مدریت مدرسه طبیعت کاوی کنج کناره گیری کردم مدرسه طبیعت یک تیم منسجم ده نفره داشت همراه با فرایندهای کاری مشخص برای کودکان و والدین آنها، جامعه ای از مخاطبان (متشکل از خانواده های دارای کودک بین سه تا یازده سال ساکن مشهد)، گروهی از خیرین نواندیش که حامی ایده بودند، چه معنوی یا مالی و جریان ورودی مالی ای که دارای ثبات نسبی بود.

در این دوره کاوی کنج توانست به عنوان یک نمونه عملی از ایده ای باشد که وهاب زاده تحت عنوان کلی “مدرسه طبیعت” در حال گسترش آن در کشور بود. و از این راه توانست بسیاری را در مسیر دنبال کردن ایده مدرسه طبیعت ثابت قدم تر کند. گروه های بسیاری از شهرهای مختلف ایران برای دیدن اینکه مدرسه طبیعت در عمل چیست به کاوی کنج آمدند؛ در حدود ده گروه مختلف از تهران و گروه هایی از اصفهان، اهواز، شیراز، رشت، کرمان، بیرجند، تربت حیدریه، درگز، سبزوار، شاهرود و…

تا کنون این افتخار را داشته ام که با موسسین دو مدرسه طبیعت سیار در تهران، مدرسه طبیعت اصفهان، مدرسه طبیعت وایو در عباس آباد مازندران، مدرسه طبیعت اکوپارک وارش در گیلان، مدرسه طبیعت کنکاج در بیرجند، کم یا زیاد هم صحبت و با به اشتراک گذاشتن درس آموخته هایم همگام باشم.
همچنین در تمام این سالها عبدالحسین وهاب زاده بی دریغ معلم و همراه ام بوده است.

22-mordad-ecofarm-0987533

روشن کردن آتش در مدرسه طبیعت – محمد قائم پناه

اکنون پس از مدرسه طبیعت کاوی کنج، با اندیشه بهبود کیفیت کودکی هموطن های کوچکم و دادن فرصت رشد در طبیعت به آنها (که حق طبیعی هر کودکی است)، برنامه ای برای به اشتراک گذاری تجارب و درس آموخته هایم در دست انجام دارم؛

– به دست آوردن درک و دیدگاه از اینکه مدرسه طبیعت به لحاظ تئوری و عملی چه هست و چه نیست
– ارائه رفرنس و منبع برای مطالعه درباره مدرسه طبیعت / معرفی نمونه های داخل و خارج از کشور
– محاسبه ریسک برای نقطه شروع بودن و برنامه ریزی تهاجمی
– تامین و مدیریت منابع کلیدی برای شروع به کار یک مدرسه طبیعت
– مدیریت مالی، بودجه بندی و سیستم حسابداری در یک مدرسه طبیعت، برآورد مقدار سرمایه گذاری مورد نیاز (ثابت و درگردش)، جستجوی راهکارهایی برای آغاز با بودجه محدود
– جذب حامیان مالی؛ برنامه ریزی و شیوه عمل (حامیان مقیاس کوچک و بزرگ)
– مدیریت نیروی انسانی؛ مدیریت انگیزش و تعهد کارکنان و داوطلبان در مدرسه طبیعت، تیم های کاری در مدرسه طبیعت (مدیریت، حسابداری و مالی، مدیریت روابط با مخاطب CRM، روابط عمومی، تسهیلگری، اداره امور فیزیکی مدرسه و بخش مزرعه)
– برنامه ریزی نقشه فیزیکی مدرسه طبیعت: فضای مدرسه طبیعت از چه بخش هایی تشکیل شده است، نسبت آنها با یکدیگر و نسبت کاربران مدرسه با هر بخش
– تصمیم گیری برای هویت حقوقی، قانونی و مجوزهای مدرسه طبیعت؛ مسائل مربوط به اداره کار، تامین اجتماعی، دارایی و غیره. نسبت های ممکن با بانک ها، پارک علم و فناوری، اداره محیط زیست، آموزش و پرورش، شهرداری و غیره.
– طراحی و اجرای یک کارگاه در داخل مدرسه طبیعت، طراحی و اجرای یک کارگاه – سفر در طبیعت، اجرای کارگاه برای مدارس و مهد کودک ها در داخل مدرسه طبیعت و….
– شیوه ها و راهکارهایی برای آماده کردن تسهیلگرهای مدرسه طبیعت
– برنامه ریزی برای پروژه هایی برای کار با کودک در طبیعت (پیش از راه اندازی مدرسه طبیعت یا به صورت جداگانه از مدرسه طبیعت؛ نمونه مشابه پروژه سفرهای آقای کِرم).

در مشاوره های ارائه شده دیدگاه ها و روش عمل پیشنهادی عبدالحسین وهاب زاده دنبال می شوند و در مراحل مختلف کار در صورت نیاز برای دریافت راهنمایی و یا کمک لازم به ایشان رجوع می شود. همچنین برای ارائه مشاوره ها بسته به مرحله و موضوع گفتگو به همکارم خانم مهدیه سرگلزایی رجوع خواهم کرد. ایشان در سازمان های مردم نهاد مختلفی فعالیت داشته و دارند و یک دوره مسئولیت روابط عمومی مدرسه طبیعت را دارا بودند.

 

عبدالحسین وهاب زاده، مبدع مدرسه طبیعت در ایران و من، محمد قائم پناه (در انتهای عکس)، در یکی از مجموعه سفرهای آقای کِرم پیش از راه اندازی مدرسه طبیعت کاوی کنج

عبدالحسین وهاب زاده، مبدع مدرسه طبیعت در ایران و من، محمد قائم پناه (در انتهای عکس)، در یکی از مجموعه سفرهای آقای کِرم پیش از راه اندازی مدرسه طبیعت کاوی کنج

 

فرم دریافت مشاوره:
قبل از طرح موضوع و دریافت مشاوره لطفن فرم دریافت مشاوره ما را تکمیل کنید تا با شما و برنامه های شما بیشتر آشنا بشویم: برای دریافت فرم اینجا کلیک کنید.
پاسخ به سوالات:
صورت هزینه های ارائه مشاوره
گفتگوهای اولیه برای جذب حامی مالی برای مدرسه طبیعت
برگزاری اولین همایش ملی کودک و طبیعت در پنجشنبه، ۱۷ دی ماه ١٣٩۴
نکاتی کلی درباره طراحی زیرساخت فیزیکی مدرسه طبیعت

لیستی از مدارس طبیعت ایران که در چهارچوب نظری ارائه شده توسط عبدالحسین وهاب زاده فعالیت می کنند: لینک

 

—————————————————————
(۱). اگر مدرسه طبیعت را یک فضای نیمه مزرعه – نیمه متروکه (به حال خود رهاشده) که در درون شهر قرار داد و پذیرای کودکان به صورت روزانه است، تعریف کنیم، مدرسه طبیعت کاوی کنج در مشهد اولین مدرسه طبیعت کشور بوده است. لازم می دانم که ذکر کنم که مدرسه طبیعت به عنوان یک پروژه پیش از این در کشور وجود داشته است و توسط انجمن طرح سرزمین در حال پیگیری بوده است. همچنین موسسه کاوشگران طبیعت دنیا سالهای طولانی پیش از مدرسه طبیعت کاوی کنج در حوزه طبیعت گردی کودکان فعالیت های جدی داشته است. به طور قطع گروه های دیگری نیز در حوزه کودک و طبیعت در کشور فعال بوده اند و هستند که اینجانب افتخار آشنایی آنها را از نزدیک نداشته ام.

تجربه های ناب مدرسه طبیعت

وقتی ترمه (۴ ساله)، امیرحسین (۲/۵ ساله) و فاطمه یاسمین (۵ ساله) تصمیم می گیرن با هم یک گروه بشن و خونه ای برای گربه ها بسازن.

گروه شدن کودکان به اون ها این فرصت رو میده که مهارت های مختلفی مثل همدلی، دعوا، شنیدن نظر مخالف و… رو تجربه کنن؛ تجاربی لذت بخش و قابل لمس که به زندگی آینده اون ها مفهومی دیگر خواهد داد…
برای درست کردن خونه گربه ها همه بچه ها برای آوردن فرغون با هم همراه شدن، خاک و آب رو از جاهای مختلف آوردن و با هم مخلوط کردن، آجرهایی با سایزهای مختلف رو با هم جور کردن تا بتونه روی هم قرار بگیره، دو تا از اون ها سر آوردن چوب های سقف با هم دعوا کردن، هر کدوم نظری متفاوت برای گذاشتن چوب ها بر روی آجرها داشت و…

20150113_120059

در نهایت خونه گربه ها ساخته شد (سمت راست تصویر)
ترمه رفت دنبال ادامه رنگ آمیزی تابلوی چوبیش و بررسی کردن چوب های بیشتر برای رنگ آمیزی…
فاطمه یاسمین هم در حال رنگ کردن چوبش (به همراه کمک های گاه به گاه امیرحسین)، با کنجکاوی کودکانش حرکات سگ های داخل کلبه رو نظاره گر بود…
امیرحسین شروع کرد به خوندن شعر با خودش، هر چند وقت یک بار هم با دقت و حیرت تمام برای زمان هایی طولانی به دست های رنگیش نگاه می کرد و ذوق می کرد، و این ذوق اونقدر پیش رفت که شروع کرد به رنگ کردن تمام دستش…

 

20150113_125945

مدارس خلاقیت را می کشند

Sir-Ken-Robinson---Schools-kill-Creativity

 

برای مشاهده ویدئوی سخنرانی کن رابینسون با زیر نویس فارسی و آشنایی با سابقه فعالیت ایشان به این لینک بروید.

برای مطالعه متن کامل سخرانی ایشان به این لینک بروید.